دکتر فاطمه شکاریان
دکتر فاطمه شکاریان

Cluster B

اختلالات شخصیت خوشه‌ B

نمایشی، هیجانی و آشفته یا غیرقابل‌پیش‌بینی

شامل اختلالات شخصیت ضداجتماعی | مرزی | نمایشی | خودشیفته

ویژگی مشترک این گروه:دارای نگرش‌ها و رفتارهای بیش از حد نمایشی، هیجانی و آشفته یا غیرقابل‌پیش‌بینی هستند.

اختلال شخصیت ضداجتماعی

الگوی نادیده‌گرفتن یا نقض حقوق دیگران. فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن است با هنجارهای اجتماعی مطابقت نداشته باشد، ممکن است مکرراً دروغ بگوید یا دیگران را فریب دهد یا ممکن است به‌صورت تکانشی یعنی رفتارهای بدون فکر عمل کند.

اختلال شخصیت مرزی

الگویی از بی‌ثباتی در روابط شخصی، احساسات شدید، خودانگاره ضعیف و تکانشگری. یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است برای اجتناب از رهاشدن، تلاش‌های مکرر خودکشی، نشان‌دادن عصبانیت شدید نامناسب، یا داشتن احساس پوچی مداوم تلاش زیادی کند.

اختلال شخصیت هیستریونیک یا نمایشی

الگویی از احساسات بیش از حد و توجه‌طلبی. افراد مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک ممکن است زمانی که در مرکز توجه نیستند احساس ناراحتی کنند، ممکن است از ظاهر فیزیکی برای جلب‌توجه خود استفاده کنند یا احساسات به‌سرعت در حال تغییر یا اغراق‌آمیز باشند.

اختلال شخصیت خود شیفته

الگویی از نیاز به تحسین و عدم همدلی با دیگران. یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است احساس بزرگ‌نمایانه‌ای از مهم بودن خود، احساس استحقاق، سوءاستفاده از دیگران یا عدم همدلی داشته باشد.

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا سایکوپاتی، یک اختلال روانشناختی پیچیده است که با الگویی پایدار از بی‌تفاوتی نسبت به حقوق دیگران و نقض آن‌ها مشخص می‌شود. افراد مبتلا به این اختلال اغلب به قوانین پایبند نیستند، دروغ می‌گویند، دست به تقلب می‌زنند و به دیگران آسیب می‌رسانند. علائم اختلال شخصیت ضد اجتماعی

افراد مبتلا به این اختلال معمولاً مجموعه‌ای از علائم زیر را از خود نشان می‌دهند:

بی‌تفاوتی نسبت به حقوق دیگران: این افراد اغلب حقوق و احساسات دیگران را نادیده می‌گیرند و به راحتی به آن‌ها آسیب می‌رسانند.

کلاهبرداری و تقلب: آن‌ها ممکن است به طور مکرر دروغ بگویند، دیگران را فریب دهند و اموال آن‌ها را به سرقت ببرند.

تحریک‌پذیری و پرخاشگری: این افراد اغلب خشمگین و پرخاشگر هستند و ممکن است به دیگران آسیب فیزیکی برسانند.

بی‌مسئولیتی: آن‌ها معمولاً تعهدات خود را نادیده می‌گیرند و به وظایف خود عمل نمی‌کنند.

عدم وجود پشیمانی: افراد مبتلا به این اختلال، به ندرت احساس گناه یا پشیمانی می‌کنند و به راحتی می‌توانند اعمال خود را توجیه کنند.

دلایل بروز اختلال شخصیت ضد اجتماعی

علت دقیق این اختلال هنوز به طور کامل شناخته نشده است، اما عوامل زیر می‌توانند در بروز آن نقش داشته باشند:

ژنتیک: برخی مطالعات نشان می‌دهند که عوامل ژنتیکی ممکن است در بروز این اختلال نقش داشته باشند.

محیط: محیط رشد فرد، مانند خانواده‌ای با خشونت یا بی‌توجهی، می‌تواند خطر ابتلا به این اختلال را افزایش دهد.

اختلالات مغزی: برخی تحقیقات نشان می‌دهند که ممکن است اختلالات در ساختار یا عملکرد مغز در بروز این اختلال نقش داشته باشند.

تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی

تشخیص این اختلال بر اساس مصاحبه با فرد و بررسی سابقه او انجام می‌شود. روانپزشک یا روان‌شناس با توجه به علائم فرد و معیارهای تشخیصی، به تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی می‌پردازد.

درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی

درمان این اختلال بسیار چالش‌برانگیز است و معمولاً شامل ترکیبی از روان‌درمانی و دارو درمانی است. هدف از درمان، کاهش رفتارهای ضد اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی فرد است.

مهم است توجه داشته باشید که:

اختلال شخصیت ضد اجتماعی یک بیماری پیچیده است و درمان آن زمان‌بر است.

درمان این اختلال معمولاً با مقاومت فرد مبتلا روبرو می‌شود.

درمان موفقیت‌آمیز به همکاری فرد مبتلا و درمانگر نیاز دارد.

اگر شما یا کسی که می‌شناسید علائم این اختلال را دارد، توصیه می‌شود که به یک روانپزشک یا روان‌شناس مراجعه کنید.

2. اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی چیست؟

اختلال شخصیت مرزی یک اختلال روان‌شناختی است که به‌شدت بر توانایی فرد در مدیریت هیجانات خود تأثیر می‌گذارد. این ازدست‌دادن کنترل عاطفی می‌تواند تکانشگری را افزایش دهد، بر احساس فرد نسبت به خود تأثیر بگذارد و بر روابط آنها با دیگران تأثیر منفی بگذارد. درمان‌های مؤثری در دسترس هستند که می‌توانند به افراد در مدیریت علائم اختلال شخصیت مرزی کمک کنند.

علائم و نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی چیست؟

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است نوسانات خلقی شدیدی را تجربه کنند و در هویت خود دچار احساس عدم اطمینان باشند. احساسات آنها نسبت به دیگران می‌تواند به‌سرعت تغییر کند و از نزدیکی شدید به نفرت شدید تبدیل شود. این احساسات در حال تغییر می‌تواند منجر به روابط ناپایدار و درد هیجانی زیادی شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز تمایل دارند که همه چیز را به‌گونه‌ای افراطی ببینند، یعنی همه چیز یا خوب است یا بد. علایق و ارزش‌های آن‌ها می‌تواند به‌سرعت تغییر کند و ممکن است تکانشی یا بی‌ملاحظه عمل کنند. سایر علائم ممکن است شامل موارد زیر باشد:

تلاش برای جلوگیری از طردشدن واقعی یا خیالی، مانند با سرعت وارد رابطه شدن - یا پایان‌دادن رابطه به همان سرعت.

الگویی از روابط شدید و ناپایدار با خانواده، دوستان و عزیزان.

تصویر یا احساسی که از خود دارند تحریف شده و ناپایدار است.

رفتارهای تکانشی و اغلب خطرناک، مانند خرج‌کردن بیش از حد، رابطه جنسی ناایمن، سوءمصرف مواد، رانندگی بی‌احتیاط، و پرخوری. بااین‌حال، اگر این رفتارها بیشتر در زمان‌های خلق‌وخو یا انرژی بالا اتفاق می‌افتند، ممکن است نشانه‌های یک اختلال خلقی باشند و نه اختلال شخصیت مرزی.

رفتار آسیب‌زننده به خود، مانند خودزنی.

افکار مکرر پیرامون رفتارها یا تهدیدهای خودکشی.

خلق‌وخوی شدید و بسیار متغیر که از چند ساعت تا چند روز طول می‌کشد.

احساس پوچی مزمن.

خشم نامناسب و شدید یا مشکلات کنترل خشم.

احساس جدایی، مانند احساس جداشدن از خود، مشاهده خود از خارج از بدن یا احساس غیرواقعی بودن.

همه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی همه این علائم را تجربه نمی‌کنند. شدت، فراوانی و طول مدت علائم به فرد و بیماری او بستگی دارد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به طور قابل‌توجهی نسبت به جمعیت عمومی، میزان رفتارهای خودآزاری و خودکشی بالاتری دارند.

عوامل خطر برای اختلال شخصیت مرزی چیست؟

مطالعات نشان می‌دهند که عوامل ژنتیکی، محیطی و اجتماعی ممکن است احتمال ابتلا به اختلال شخصیت مرزی را افزایش دهند. این عوامل ممکن است شامل موارد زیر باشد:

سابقه خانوادگی: افرادی که یکی از اعضای نزدیک خانواده (مانند والدین یا خواهر و برادر) مبتلا به این بیماری را دارند ممکن است به دلیل عوامل ژنتیکی مشترک بیشتر در معرض ابتلا به اختلال شخصیت مرزی باشند.

ساختار و عملکرد مغز: تحقیقات نشان می‌دهد که افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است تغییرات ساختاری و عملکردی در مغز داشته باشند، به‌ویژه در مناطقی که تکانه‌ها و تنظیم هیجانات را کنترل می کنند. بااین‌حال، مشخص نیست که آیا این تغییرات منجر به این اختلال شده است یا ناشی از این اختلال است. عوامل محیطی، فرهنگی و اجتماعی: بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی گزارش می دهند که در دوران کودکی وقایع آسیب‌زای زندگی مانند سوءاستفاده، رهاشدن یا غفلت را تجربه کرده‌اند. دیگران ممکن است روابط یا درگیری‌های بی‌ثبات و بی‌اعتبار را تجربه کرده باشند.

اختلال شخصیت مرزی چگونه تشخیص داده می شود؟

یک روان‌درمانگر متخصص می‌تواند اختلال شخصیت مرزی را بر اساس ارزیابی کامل علائم، تجربیات و سابقه پزشکی خانوادگی فرد تشخیص دهد. یک معاینه پزشکی دقیق و کامل می‌تواند به رد سایر علل احتمالی علائم کمک کند.

اختلال شخصیت مرزی معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی تشخیص داده می شود. گاهی اوقات، افراد کمتر از 18 سال ممکن است مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تشخیص داده شوند، اگر علائم آنها قابل‌توجه باشد و حداقل 1 سال طول بکشد.

3. اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت نمایشی چیست؟

اختلال شخصیت هیستریونیک  یا نمایشی (HPD) بخشی از یک گروه بزرگتر از اختلالات روانشناختی به نام اختلالات شخصیت «کلاستر B» است. درمان می تواند شامل درمان و دارو باشد.

افراد مبتلا به HPD تصویر ذهنی مخدوشی از خود دارند. آنها اغلب عزت‌نفس خود را بر اساس تأیید دیگران قرار می دهند. نیاز شدیدی به توجه دارند. به همین دلیل، افراد مبتلا به HPD ممکن است به شوخی‌های نمایشی متوسل شوند.  زنان بیشتر از مردان مبتلا به HPD تشخیص داده می‌شوند. این ممکن است به این دلیل باشد که مردان علائم خود را کمتر از زنان گزارش می کنند.

شناخت علائم اختلال شخصیت هیستریونیک/ نمایشی

HPD یک اختلال روان‌شناختی ویرانگر نیست. اکثر افراد مبتلا به HPD در جامعه و محل کار با موفقیت عمل می کنند. در واقع، افراد مبتلا به HPD معمولاً مهارت‌های زیادی دارند. متأسفانه، آنها اغلب از این مهارت‌ها برای دستیاری دیگران استفاده می کنند.

 بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (ویرایش پنجم)، افراد مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک حداقل پنج (بیشتر) از علائم زیر را دارند:

در موقعیت‌هایی که در مرکز توجه نیستند ناراحت هستند

دارای تعاملی با دیگران است که با رفتارهای اغواکننده یا تحریک‌آمیز جنسی نامناسب مشخص می شود

به‌سرعت در حال تغییر هستند و احساسات سطحی را نشان می دهند

به طور مداوم از ابعاد فیزیکی خود برای جلب‌توجه استفاده می‌کند

دارای سبک گفتاری هستند که بیش از حد امپرسیونیستی و فاقد جزئیات است.

نمایش خود، نمایشی بودن و ابراز اغراق‌آمیز احساسات

به‌راحتی تحت‌تأثیر دیگران یا شرایط قرار می‌گیرند

روابط را صمیمانه تر از آنچه هست می داند

اگر HPD دارید، ممکن است به‌راحتی از کارهای روزمره ناامید یا بی‌حوصله شوید.

چه چیزی باعث اختلال شخصیت نمایشی می شود؟

علت دقیق اختلال شخصیت هیستریونیک ناشناخته است. دانشمندان بر این باورند که این نتیجه هر دو عوامل محیطی و ژنتیکی است.

 برخی از خانواده ها دارای سابقه HPD هستند، که به این نظریه اعتبار می بخشد که این وضعیت ممکن است تا حدی توسط ژنتیک توضیح داده شود. از سوی دیگر، فرزندان والدین مبتلا به HPD ممکن است به‌سادگی رفتاری را که از والدین خودآموخته‌اند نشان دهند. همچنین ممکن است فقدان نظم و انضباط یا تقویت مثبت رفتارهای نمایشی در دوران کودکی باعث ایجاد HPD شود. یک کودک ممکن است رفتارهای HPD را به‌عنوان راهی برای جلب‌توجه والدین خود بیاموزد. HPD معمولاً در اوایل بزرگسالی خود را نشان می‌دهد.

تشخیص اختلال شخصیت نمایشی

آزمایش خاصی وجود ندارد که برای تشخیص HPD استفاده شود. اگر از علائم خود ناراحت هستید و به دنبال مراقبت های پزشکی هستید، روان درمانگر متخصص احتمالاً با گرفتن یک تاریخچه پزشکی کامل شروع می کند. آنها ممکن است یک معاینه فیزیکی برای رد هر گونه مشکل فیزیکی که ممکن است باعث علائم شما شود انجام دهند.

 اگر روان‌شناس یا روان‌درمانگر دلیلی برای علائم شما پیدا نکند، ممکن است شما را به روانپزشک ارجاع دهد. روانپزشکان به طور خاص برای تشخیص و درمان اختلالات روانی آموزش‌دیده‌اند. یک روانپزشک می‌تواند از سؤالات تخصصی استفاده کند تا دید واضحی از تاریخچه رفتار شما داشته باشد. ارزیابی دقیق رفتارهای شما به روان‌شناس کمک می‌کند تا اختلال شما را تشخیص دهد.

بااین‌حال، اکثر افراد مبتلا به این اختلال باور ندارند که به درمان یا کمک نیاز دارند و این امر تشخیص را دشوار می‌کند. بسیاری از افرادی که مبتلا به HPD هستند، پس از درمان افسردگی یا اضطراب، معمولاً به دنبال یک رابطه ناموفق یا سایر درگیری‌های شخصی، به درمان مراجعه می کنند.

4. اختلال خود شیفته

کسی را می شناسید که فکر می کند از همه بهتر است اما با کوچکترین انتقادی عصبانی می شود؟

این نکات می تواند به شما کمک کند تا ویژگی های خودشیفتگی را شناسایی کرده و با یک خودشیفته مقابله کنید.

اختلال شخصیت خودشیفته (Narcisstic Personality disorder) چیست؟

کلمه خودشیفتگی در فرهنگ سلفی-محور و سلبریتی محور ما بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، اغلب برای توصیف فردی که بیش از حد توخالی یا از خود راضی به نظر می رسد. اما از نظر روانشناختی، خودشیفتگی به معنای عشق به خود نیست – حداقل نه از نوع واقعی. این درست تر است که بگوییم افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) عاشق تصویری ایده آل و بزرگ نمایی شده از خود هستند. و آنها عاشق این تصویر متورم از خود هستند، دقیقاً به این دلیل که به آنها اجازه می دهد از احساسات عمیق ناامنی اجتناب کنند. اما حمایت از توهمات بزرک منشانه ی آنها  نیازمند کار و انرژی زیادی است – و اینجاست که نگرش ها و رفتارهای ناکارآمد ظاهر می شوند.

اختلال شخصیت خودشیفته شامل الگوی تفکر و رفتار خود محور، متکبرانه، فقدان همدلی و توجه به افراد دیگر و نیاز مفرط به تحسین است. دیگران اغلب افراد مبتلا به NPD را به عنوان افرادی خودخواه، فریب کار، تحقیر کننده و پرتوقع توصیف می کنند. این طرز فکر و رفتار در هر زمینه ای از زندگی فرد خودشیفته ظاهر می شود: از کار و دوستی گرفته تا روابط خانوادگی و عشقی.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در برابر تغییر رفتار خود بسیار مقاوم هستند، حتی زمانی که این رفتار برای آنها مشکل ایجاد کند. تمایل آنها این است که تقصیر را به گردن دیگران بیاندازند. علاوه بر این، آنها به شدت حساس هستند و حتی به کوچکترین انتقادها، اختلاف نظرها یا موارد کوچکی که از نظر آنها به عنوان حملات شخصی تلقی می شود، واکنش بدی نشان می دهند. برای افرادی که با افراد خودشیفته زندگی می کنند، اغلب ساده تر است که با خواسته های آن ها کنار بیایند تا از سردی و عصبانیتشان جلوگیری کنند. با این حال، با درک بیشتر در مورد اختلال شخصیت خودشیفته، می توانید افراد خودشیفته را در زندگی خود شناسایی کنید، از خود در برابر بازی های قدرت آنها محافظت کنید و مرزهای سالم تری ایجاد کنید.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت خودشیفته

احساس  خود بزرگ بینی

بزرگ نمایی ویژگی بارز خودشیفتگی است. بزرگ نمایی بیش از تکبر یا غرور، حس برتری غیرواقعی است. خودشیفته ها معتقدند که منحصر به فرد یا “خاص” هستند و فقط توسط افراد خاص دیگر قابل درک هستند. علاوه بر این، آنها برای هر چیز متوسط یا معمولی زیادی خوب  هستند و به عبارتی چیزهای متوسط و معمولی در حد آن ها نیست. آن‌ها فقط می‌خواهند با افراد، مکان‌ها و چیزها با موقعیت های بالا ارتباط برقرار کنند. خودشیفته ها همچنین بر این باورند که از همه بهتر هستند و انتظار دارند که به رسمیت شناخته شوند – حتی اگر کاری برای کسب آن انجام نداده باشند. آنها اغلب در مورد دستاوردها و استعدادهای خود اغراق می کنند یا دروغ می گویند. و هنگامی که آنها در مورد کار یا روابط صحبت می کنند، تنها چیزی که می شنوید این است که چقدر کمک می کنند، چقدر عالی هستند، و افراد در زندگی خود چقدر خوش شانس هستند که آنها را دارند. آنها ستاره بلامنازع هستند و بقیه نقش کوچکی دارند.

در دنیایی خیالی زندگی می کنند که از توهمات بزرگ نمایانه ی آنها پشتیبانی می کند.

از آنجایی که واقعیت از دیدگاه اغراق شده ای که آنها درباره ی خودشان دارند پشتیبانی نمی کند، خودشیفته ها در دنیایی خیالی زندگی می کنند که توسط تحریف، خودفریبی و تفکر جادویی تقویت شده است. آنها فانتزی های خود ستایشگرانه ای درباره ی موفقیت نامحدود، قدرت، درخشش، جذابیت و عشق ایده آل را در سر می پرورانند که باعث می شود احساس کنند خاص هستند و همه چیز تحت کنترل آن هاست. این تخیلات آنها را از احساس پوچی و شرم درونی محافظت می کند، بنابراین حقایق و نظراتی که با آنها در تضاد هستند نادیده گرفته می شوند یا عقلانی می شوند. هر چیزی که تهدید به ترکیدن حباب فانتزی باشد، با حالت تدافعی شدید و حتی خشم مواجه می‌شود، بنابراین اطرافیان خودشیفته یاد می‌گیرند که با دقت در اطراف انکار واقعیت قدم بردارند.

 نیاز به تحسین و تحسین مداوم دارند

حس برتری یک خودشیفته مانند بادکنکی است که به تدریج در حال از دست دادن هواست . تعریف و تمجید گاه و بیگاه کافی نیست. خودشیفته ها به غذای دائمی برای نفس خود نیاز دارند، بنابراین اطراف خود را با افرادی احاطه می کنند که مایلند به ولع وسواسی آنها برای تأیید پاسخ دهند. این روابط بسیار یک طرفه است. همه چیز مربوط به کاری است که تحسین کننده می تواند برای خودشیفته انجام دهد، نه برعکس. و اگر در توجه و تمجید ستایش کننده وقفه یا کاهش پیدا شود، خودشیفته آن را خیانت تلقی می کند.

احساس حقانیت

از آنجایی که خودشیفته‌ها خود را خاص می‌دانند، انتظار رفتار مطلوب را نیز دارند. آنها واقعاً معتقدند که هر چه می خواهند، باید به دست آورند. آنها همچنین از اطرافیان خود انتظار دارند که به طور خودکار به هر خواسته و هوس آنها عمل کنند. این تنها ارزش آنهاست. اگر همه نیازهای آنها را پیش بینی نکنید و آن ها را برآورده نکنید، بی فایده هستید. و اگر اعصاب مخالفت با آنها را دارید یا “خودخواهانه” در ازای کاری که برای آن ها کزده اید چیزی بخواهید، خود را برای پرخاشگری، خشم یا برخورد سرد آن ها آماده کنید.

 بدون احساس گناه و شرم دیگران را استثمار می کند

خودشیفته ها هرگز توانایی همذات پنداری با احساسات دیگران را ندارند – اینکه بتوانند خودشان را به جای دیگران قرار دهند. به عبارت دیگر، آنها فاقد همدلی هستند. از بسیاری جهات، آن‌ها افراد زندگی خود را به‌عنوان اشیایی در نظر می‌گیرند – اشیایی که نیازهایشان را برآورده می‌کنند. در نتیجه، آنها به سوء استفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف خود فکر نمی کنند. گاهی اوقات این بهره کشی از روی بدجنسی و کاملا بدخواهانه است، اما اغلب برفتاری است که به چشم آن ها نمی آید و به آن عادت دارند .

خودشیفته ها به این فکر نمی کنند که چگونه رفتارشان بر دیگران تأثیر می گذارد. و اگر به آن اشاره کنید، آنها واقعاً نمی توانند معنی حرف شما را بفهمند. تنها چیزی که آنها درک می کنند نیازهای خودشان است.

 اغلب دیگران را تحقیر می کند

هر زمان که خودشیفته ها با فردی روبرو می شوند که به نظر می رسد چیزی را که خودشان در آن ضعف دارند را دارد، احساس خطر می کنند – به خصوص کسانی که اعتماد به نفس دارند و محبوب هستند. آنها همچنین توسط افرادی که برای آنها خم نمی شوند یا به هر طریقی آنها را به چالش می کشند نیز احساس خطر می کنند. مکانیسم دفاعی آنها تحقیر است. تنها راه برای خنثی کردن تهدید و خطر  و حمایت از نفس فرورفته شان این است که آن افراد را سرکوب کنند. آنها ممکن است این کار را به روشی تحقیرکننده یا طردکننده انجام دهند، گویی برای اینکه نشان دهند طرف مقابل چقدر برای آنها کم اهمیت است. یا ممکن است با توهین، بدگویی، قلدری و تهدید متوسل شوند تا فرد مقابل را وادار کنند تا مطیع آن ها شود.

انواع مختلف خودشیفتگی

خودشیفتگی انواع مختلفی دارد. خودشیفتگی انطباقی به این معنا است که فرد مبتلا به این اختلال به صفات مثبتی مانند خودکفایی و اعتماد به نفس دست پیدا می کند که در واقع می تواند سالم باشد. آنها ممکن است به شخصی کمک کنند که برای مثال در محل کار خود جاه طلبی های بالایی داشته باشد یا از روابط رضایت بخش بدون وابستگی بیش از حد به شریک زندگی خود لذت ببرد.

 خودشیفتگی آشکار یا بزرگ منشانه 

خودشیفته‌های آشکار تمایل دارند برون‌گرا باشند، اما در عین حال غیرهمکار، خودخواه، و سلطه جو هستند. تصور اغراق آمیز آنها از خود و اعتماد به نفس بالای آنها به آنها اجازه می دهد قاطعیت داشته باشند. با این حال، آنها همچنین احتمالاً هوش هیجانی خود را بیش از حد ارزیابی می کنند.

خودشیفتگی پنهان یا آسیب پذیر

 تصور اینکه همه خودشیفته ها در موقعیت های اجتماعی غالب هستند، امری عادی است. با این حال، خودشیفتگان پنهان درونگرا هستند. آنها نسبت به انتقاد بسیار حساس هستند و از اعتماد به نفس پایین رنج می برند. آن‌ها می‌توانند تدافعی و پرخاشگر منفعل باشند، اما نسبت به خودشیفته‌های آشکار، کمتر توانایی‌های عاطفی‌شان را دست‌کم می‌گیرند.

خودشیفتگی جمعی

خودشیفته‌های جمعی تمایل دارند خود را نوع‌دوست ببینند و ادعا کنند که عمیقاً به عدالت اهمیت می‌دهند. آنها خود را به عنوان فردی حامی و فداکار به دیگران نشان می دهند. با این حال، انگیزه رفتار آنها میل به قدرت اجتماعی و احساس برتری یا استحقاق است. به همین دلیل، اعمال آنها همیشه با اعتقادات آنها مطابقت ندارد.

خودشیفتگی آنتاگونیستی یا متخاصم

برخلاف خودشیفته‌های جمعی، خودشیفته‌های متخاصم رویکردی کاملاً رقابتی برای تعاملات اجتماعی دارند. آنها اغلب تفکر حاصل جمع صفر را نشان می دهند و معتقدند که هر موقعیتی یک “بازنده” و “برنده” دارد. این نگاه به جهان آنها را به سمت رفتار تهاجمی و خصمانه سوق می دهد. آنها ممکن است سریع دیگران را تحقیر کنند و  یا تمایلی به بخشش نداشته باشند.

خودشیفتگی بدخیم

خودشیفتگی بدخیم می تواند شکل مخرب تری از اختلال شخصیت باشد. علاوه بر نشانه‌های معمول خودشیفتگی، یک خودشیفته بدخیم ممکن است پرخاشگر، پارانوئید یا سادیست باشد و از درد دیگران خوشحال شود. آنها تمایل به نشان دادن رفتار ضد اجتماعی، نادیده گرفتن حقوق یا امنیت دیگران دارند.