منابعی برای خانواده و نزدیکان
منابعی برای خانواده و نزدیکان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت
مرز گذاری در رابطه با فرد مبتلا
تعیین مرزهای سالم بدون احساس گناه
بسیاری از افراد غیر مرزی به ما گفتهاند که به نظر میرسد افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بهخوبی از نقاط ضعف آنها مطلع هستند و هنگامی که احساس خطر میکنند، آگاهانه یا ناآگاهانه از این نقاط استفاده میکنند تا از خود در مقابل احساسات دردناک مراقبت کنند.
بهعنوانمثال، تیلور، فردی غیر مرزی، اعتمادبهنفس بسیار ضعیفی داشت، او با کس دیگری قرار نگذاشته بود و با همسرش که مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بود در دبیرستان ازدواج کرده بود. این ازدواج بسیار سخت بود؛ زیرا همسرش بسیار او را آزار میداد. هر زمان تیلور صحبت از جدایی میکرد شوهرش میگفت که "تو کسی را نداری و هرگز قادر به اداره زندگی خود نخواهی بود، زیرا بهاندازه کافی باهوش و بااستعداد نیستی تا بتوانی کار پیدا کنی".
در برخی از موارد، فرد مبتلا به اختلال مرزی چیزی میگوید یا کاری انجام میدهد که ممکن است آسیبزننده باشد. بهجای اینکه فقط واکنش نشان دهید، پاسخهای خود را مشاهده و بررسی کنید. آیا این انتقاد درست است و حقیقت دارد؟ به یاد داشته باشید، لازم نیست آن سخن را به طور کامل بپذیرید یا رد کنید. به دنبال دونیمهسازی (تفکر سیاهوسفید)، تعمیم بیش از حد (شما همیشه یا شما هرگز) و ارتباطات غیرمنطقی در پاسخهای خود باشید (شما مرا به مهمانی نبردید؛ زیرا از من متنفرید).
به نقاط حساس (ضعف) خاصی که به تعداد دفعات زیادی فشار داده میشوند و حتی با کمترین لمس هم دردناک می گردند، توجه داشته باشید.
ممکن است نقاط حساس برای افراد غیر مرزی شامل موارد زیر باشند:
- متهم شدن ناعادلانه توسط فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی
- داشتن نیازها، احساسات و واکنشهایی که توسط فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نادیده و یا دستکم گرفته میشوند.
- بیش از حد مورد تحسین واقعشدن توسط فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (زیرا ممکن است آغازی برای انتقاد بعدی باشد)
- درنظرگرفتن شرایط و موقعیتهای قبل از خشم یا رفتارهای عملی (برای نمونه، زنی که هر وقت تلفن زنگ میخورد، شروع به لرزیدن میکرد؛ چون میترسید مادر مرزی او پشت خط باشد)
ترس ، اجبار ، گناه
در" باجخواهی هیجانی"، نوشته سوزان فوروارد و دانا فریزر (1997) آمده است که ویژگی هایی که مردم را در مقابل باج خواهی هیجانی، آسیب پذیر می کنند، ترس، اجبار و گناه است. این سه مورد انتخاب های ما را مبهم می سازند و تعداد انتخاب های شما را در مقابل کسانی که به دنبال باج گیری هیجانی هستند، کاهش می دهند.
ممکن است شما ترس ازدستدادن چیزی را داشته باشید: عشق، پول، تأیید، دسترسی به فرزندان یا رابطه. ممکن است شما از عصبانیت خود یا ازدستدادن کنترل احساسات خود بترسید.
تعهد: سوزان فوروارد میگوید: " خاطره (همانطور که از سوی فرد باجگیر استفاده میشود) وسیله تعهد میشود، به این معنا که شخص باجگیر همواره با رفتارهای بخشندگیاش، ما را مدیون خود نگه میدارد. زمانی که تعهد برای ما، قدرت و ارزش بیشتری نسبت به مفاهیم احترام به خود و مراقبت پیدا میکند، به دیگران این فرصت را میدهیم که به دنبال منافع خود باشند و سود خود را دنبال کنند"
گناه: وقتی فعالیتهای عادی شما فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را تحریک میکند، شاید شما را متهم کند که نهتنها بهصورت غیرمستقیم بلکه بهصورت عامدانه طوری رفتار میکنید که به او صدمه بزنید. شما بهجای زیرسؤالبردن فرضیاتش، احساس گناه را تجربه میکنید.
استراتژی های مقابله ای
آگاهی از عوامل محرک و برانگیزانها میتواند مقابله با رفتارهای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را آسان تر کند. نمونه ای از استراتژی ها عبارت اند از:
- روی خودکار کنید: بهعنوانمثال، ممکن است زنی باعزت نفس پایین به یک درمانگر مراجعه کرده و دلیل این فکر را بررسی نماید که چرا اینقدر احساس ضعف میکند، ممکن است او در کلاسهای دانشگاهی نیز شرکت کند تا مهارتهایش را ارتقا ببخشد و یا آموزشهایی را جهت دستیابی به درآمد بالاتر ببیند. با این شیوه، او در موقعیت بهتری برای غیرشخصی سازی و منحرفکردن انتقادهای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی قرار خواهد گرفت و به این ترتیب از روابط مبتنی بر آزار هیجانی فاصله می گیرد.
- واقعیتسنجی از طریق دیگران: اگر فرد مبتلا به اختلال شخصیت شما را به قدرنشناسی یا بیمنطقی و یا داشتن دیگر خصیصههای منفی متهم کند، از دوستان خود بپرسید که آیا آنها نیز معتقدند که چنین چیزی درمورد شما واقعیت دارد؟
- بهحداقلرساندن مواجه با شرایطی که شما را تحریک میکنند: شما این حق را دارید که از خود مراقبت کنید.
- بهحداقلرساندن هر نوع عکسالعمل محسوس: اگر فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بداند که روی نقطهضعف شما دست گذاشته است (چه آگاهانه چه ناآگاهانه) احتمال تکرار رفتار او وجود خواهد داشت.
- درک اینکه نمیتوانید فکر مردم را کنترل کنید: نمیتوانید همه را خوشحال کنید، پذیرفتن مسئولیت دنیای درونی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را کنار بگذارید مسئولیتپذیری نسبت به خودتان را شروع کنید.
مرزهای شخصی خود را تعیین کنید
مرزهای شخصی به شما می گویند که شما کجا به پایان می رسید و دیگران از کجا شروع میشوند. مرزها مشخص میکنند که شما که هستید، چه اعتقاداتی دارید، چگونه با دیگران رفتار میکنید و چگونه اجازه میدهید که آنها با شما رفتار کنند. مانند پوستة تخممرغ، مرزها به شما فرم میدهند و از شما محافظت میکنند. آنها، مانند قوانین بازی، نظم را در زندگی شما ایجاد کرده و به شما کمک میکنند تا تصمیماتی بگیرید که به نفع شما باشند.
مرزهای سالم تا حدی انعطافپذیرند، مانند یک قطعه نرم پلاستیکی میتوانید آنها را خم کنید و آنها نمیشکنند. هر زمانی مرزهای شما بیش از حد انعطافپذیر باشد، تخلفات و نفوذ میتواند رخ دهد. ممکن است شما احساسات و مسئولیتهای دیگران را بر عهده بگیرید و خود را فراموش کنید.
از طرف دیگر، هنگامی که مرزهای شما بیش از حد غیرقابلانعطاف شوند، دیگران ممکن است شما را سرد یا غیر صمیمی در نظر بگیرند. به این دلیل که مرزهای انعطافناپذیر میتوانند بهعنوان یک دفاع عمل کنند؛ نهتنها در برابر دیگران بلکه در مقابل احساسات خودتان. ممکن است شادی و هیجانات مثبت دیگر را نیز تا مدتی نتوانید تجربه کنید. ممکن است احساس کنید که از دیگران و حتی از تجربیات خود جدا هستید.
مرزبندی برای یادگیری مراقبت از خودمان است؛ اهمیتی ندارد که چه اتفاقی میافتد، کجا میرویم یا با چه کسانی هستیم. مرزها در اعتقادات ما در مورد آنچه لایق آن هستیم و آنچه لایق آن نیستیم ریشه دارند. مرزها از یک احساس عمیق از حقوق شخصی، بهویژه حق اینکه خودمان باشیم، سرچشمه میگیرند. وقتی یاد میگیریم برای خود ارزش قائل شویم، اعتماد کنیم و به حرفهای خود گوش دهیم، مرزها ظهور مییابند. مرزهای شخصی درمورد کنترل یا تغییر رفتار دیگران مطرح نمیشوند. در واقع، آنها اصلاً درمورد افراد دیگر نیستند. آنها در مورد شما هستند و کارهایی که باید برای مراقبت از خود انجام دهید.
مرزهای هیجانی
مرزهای هیجانی، مرزهای ناآشکاری هستند که احساسات شما را از سایر افراد جدا میکنند. این مرزها نهتنها نشان میدهند که کجا احساسات شما پایان مییابد و احساسات دیگران آغاز میشود؛ بلکه از شما وقتی که احساس آسیبپذیری می کنید از شما محافظت میکند و دسترسی دیگران به احساسات شما را در زمانی که احساس صمیمیت و امنیت میکنید، فراهم میسازد. افرادی که دارای مرزهای هیجانی سالم هستند، افکار و احساسات خود را درک میکنند و به آنها احترام میگذارند.
مزایای مرزهای شخصی
تنظیم و حفاظت از مرزها دشوار است، اما در پشت انجام آن انگیزههای بسیار ارزشمندی قرار دارد.
مرزها به شما کمک می کنند تا مشخص کنید چه کسی هستید
مرزها و هویت کاملاً درهمآمیخته شدهاند. افرادی که مرزبندی ضعیفی دارند، اغلب هویتشان بهخوبی رشد نکرده است. افراد با مرزهای ضعیف در تمیزدادن بین احساسات و عقاید خود با دیگران دچار مشکل هستند. آنها همچنین تمایل دارند مشکلات و مسئولیتهای خود را با مشکلات و مسئولیتهای دیگران درهم آمیزند و این باعث میشود که آنها با شخصیتی مردد، احساس تنهایی کنند. آنها غالباً از دیگران تقلید میکنند یا اینکه صرفاً یک نقش هویتی را میپذیرند.
با مرزها به زندگی خود نظم ببخشید
اگر همیشه چشم به توجه دیگران دوختهاید احتمال میرود که زندگی شما مانند مارپیچی خارج از کنترل شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تمایل دارند قوانین را تغییر دهند، تکانشی عمل کنند و بدون درنظرگرفتن دیگران به برنامة خود توجه نمایند. مرزها میتوانند به شما کمک کنند با این رفتارها کنار بیایید، تا احساس نکنید یک عروسک در دست عروسکگردان هستید.
مرزها به شما کمک میکنند تا احساس امنیت کنید
افرادی که هیچ حد و مرزی ندارند همیشه تحت فرمان دیگران هستند. دیگران به آنها امرونهی میکنند و هرچه را که به آنها میگویند را میپذیرند، و بنابراین احساس درماندگی خواهند کرد. اما از سوی دیگر افرادی هستند که در زندگی خود مرزبندی دارند و احساس کنترل بیشتر بر زندگی خود دارند چرا که میفهمند باید بر زندگی خود متمرکز باشند. آنها بهدرستی قدرت نه گفتن دارند و این برای آنها احساس امنیت و کنترل را به ارمغان میآورد.
مرزها صمیمیت را افزایش میدهند
بر خلاف سازش که افراد در آن به طور آگاهانهای تعامل میکنند، در دام افتادن بدین معناست که در راستای خوشایند دیگری دست به این کار میزنید که چه کسی هستید و چه نیازی دارید.
ممکن است در گذشته اجازه داده باشید که کسی مرزهای شخصی شما را نقض کند. اما این باعث نمی شود که فرد دوباره خود را به انجام آن مجاز بداند، مگر تا موقعی که شما مسیر را برای او هموار کنید. ابتدا شما باید تصمیم بگیرید که مرزبندی شما چگونه است.
مرزها چه کمکی به فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک میکنند؟
ممکن است مرزبندی در ابتدا ترسناک باشد. پس خیلی مهم است که بهخاطر داشته باشید آنها را فقط برای خودتان تعیین نمیکنید. وقتی شما دست به تعیین و نظارت بر مرزهای شخصی میزنید، این کار شما برای فرد مبتلا به شخصیت مرزی زندگی شما هم سودمند خواهد بود. درواقع، وقتی به فرد مبتلا به شخصیت مرزی اجازه میدهید که مرزبندی شما را نقض کند، یا مرزی برای او وضع نمیکنید، باعث وخیمتر شدن اوضاع میشوید.
بعضی از افراد غیر مرزی معتقدند که کنارگذاشتن تمام نیازهایشان بالاخره روزی باعث بهبود فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که با آنها در ارتباط است میشود. این فکر درست نیست.
بهصورت خلاصه، شما باید از موارد زیر درک درستی داشته باشید؛
- عواملی را که می تواند آغازگر رفتار شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شود، شناسایی کنید.
- چگونه ممکن است یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در زندگی شما مسئول حس ترس، اجبار و احساس گناه باشد.
- چگونه مرزهای شخصی می تواند به رابطه تان کمک کند؟
- مرزهای رفتاری که تمایل دارید برای یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در نظر گرفته شود، معین کنید.
- دستورالعملهای ارتباط درست