دکتر فاطمه شکاریان

منابعی برای خانواده و نزدیکان

منابعی برای خانواده و نزدیکان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت

منابعی برای خانواده و نزدیکان

اگر احساس می کنید تحت کنترل شخص دیگری قرار دارید و احساس گیرافتادگی در رابطه  ای دارید که هرکاری برای بهبود آن انجام می دهید، محکوم به شکست هستید، اگر احساس می کنید با کوچکترین خطایی یا انفجاری از خشم و غیض و یا سایر هیجانات و رفتارهای تکانه ای مواجه می شوید و لازم است در روابطتان بسیار جدی و دقیق و با احتیاط برخورد کنید، گویی که مجبورید بر شانه ای از تخم مرغ قدم بردارید بی آنکه هیچ کدام از آن ها ترکی بردارد.

این مطلب می تواند به میلیون ها انسان مبتلا به اختلالات شخصیت و خانواده های آن ها کمک کند تا با الگوهای رفتاری مخرب آشنا شوند و با آگاهی یافتن از نحوه ی مواجهه با این رفتارها و تعیین محدودیت گذاری ها، مرزهای ارتباطی خود را تعریف کنند.

ویژگی متمایز این مطلب این است که می تواند اطلاعات خوبی برای خانواده ها فراهم آورد تا احساس کنند حال آن ها توسط طیف وسیعی از مردم که مشابه شرایط آن ها را دارند، فهمیده می شود و می تواند به آن ها احساس درک شدن و فهمیده شدن دهد.

اختلالات شخصیت

اختلالات شخصیت

الگوهای مخرب کنترل، سوءاستفاده، دست‌کاری و بهره‌کشی در روابط

افرادی که مبتلا به اختلالات شخصیت هستند ممکن است در حفظ روابط بین‌فردی مناسب، با چالش‌هایی مواجه شوند. در روابط عاشقانه، آن‌ها ممکن است به عنوان شرکای کنترل‌گر، سوءاستفاده‌گر، دستکاری‌کننده و تخریب‌کننده ظاهر شوند که به روابط بین‌فردی آسیب می‌رساند.

اگر والد باشند، آن‌ها به افرادی تبدیل می‌شوند که فرزندان خود را در معرض سوءاستفاده، بی‌توجهی، نادیده‌گرفتن یا آسیب‌های روان‌شناختی قرار می‌دهند.

به‌عنوان دوست، آن‌ها ممکن است بی‌مسئولیت و  غیرقابل‌اعتماد باشند. آن‌ها ممکن است شایعه‌پراکنی کنند، اختلاف ایجاد کنند و به ما احساس ناامنی بدهند.

به‌عنوان عضو خانواده، آن‌ها ممکن است همیشه بخواهند مرکز توجه باشند و با رفتارهایشان آرامش خانواده را بر هم بزنند. یا ممکن است به‌عنوان فردی بزرگسال، همچنان به خانواده وابسته باشند و هیچ مسئولیتی برای خود نپذیرند. آن‌ها ممکن است با عصبانیت‌های شدید و بی‌دلیل، دیگران را بترسانند و آزار دهند، یا با حرف‌های تند و زننده، اعتمادبه‌نفس دیگران را پایین بیاورند.

در محیط کار، ممکن است به‌عنوان همکارانی دست‌کاری گر، غیرقابل‌اعتماد و حتی خطرناک ظاهر شوند. آن‌ها حاضرند برای پیشرفت خود، به دیگران آسیب بزنند. در جامعه، ممکن است به‌عنوان مجرمان، کلاهبرداران یا افرادی شناخته شوند که با فریب و حیله به دیگران آسیب می‌رسانند و سپس به‌سرعت صحنه را ترک می‌کنند، مثل کسی که جیب کسی را می‌زند و فرار می‌کند. برای کمک به این افراد، باید بیشتر درباره اختلالات شخصیتی بدانیم تا بتوانیم درمان‌های مؤثرتر برایشان پیدا کنیم. اکثر افرادی که از نظر عاطفی آسیب‌دیده‌اند، قربانی افرادی با اختلالات شخصیتی هستند.

اختلالات شخصیت چیست ؟

اختلالات شخصیت از مدت‌ها پیش شناخته شده‌اند. برای قرن‌ها، متخصصان متوجه شده‌اند که برخی افراد به طور قابل توجهی متفاوت از دیگران فکر و عمل می‌کنند. آن‌ها ممکن است احساسات، نگرش‌ها و رفتارهای غیرعادی تری نسبت به دیگران داشته باشند. در گذشته، به این افراد "بیمار روانی اخلاقی" می‌گفتند. یعنی آن‌ها دیوانه نبودند، اما رفتار و نگرش‌های آن‌ها بسیار متفاوت از دیگران بود.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت، الگوهای ثابت و مشکل‌سازی در تفکر، هیجان و رفتار دارند که با فرهنگ و خانواده آن‌ها متفاوت است. این الگوها در تمام جنبه‌های زندگی آن‌ها نفوذ می‌کند و باعث مشکلات زیادی در روابط شخصی، شغلی و اجتماعی می‌شود. به‌عنوان‌مثال، آن‌ها ممکن است در روابط با دیگران بسیار مشکل داشته باشند و به‌راحتی عصبانی شوند، یا باورهای عجیبی داشته باشند که با واقعیت مطابقت ندارد.

این مشکلات به‌قدری جدی هستند که می‌توانند زندگی روزمره فرد را مختل کرده و باعث ناراحتی شدید او شوند.

(منبع: راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسخه پنجم)

اختلالات شخصیتی به طور تاریخی به سه دسته تقسیم می‌شوند:

دسته A (عجیب و غریب):  شامل شخصیت‌های پارانوئید (بدبین)، اسکیزوئید (کناره‌گیر) و اسکیزوتایپال (با افکار و رفتارهای عجیب) است. افراد این دسته معمولاً در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند و رفتارهای غیرعادی از خود نشان می‌دهند.

دسته B (دراماتیک و احساسی):  شامل شخصیت‌های ضداجتماعی (بی‌مسئولیت و قانون‌شکن)، مرزی (با نوسانات شدید خلقی و روابط ناپایدار)، خودشیفته (خودمحور و نیازمند تحسین) و نمایشی (جذب توجه و اغواگر) است. افراد این دسته معمولاً به دنبال جلب‌توجه هستند و در روابط بین‌فردی با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند.

دسته C (اضطرابی و ترسو):  شامل شخصیت‌های اجتنابی (خجالتی و ترس از طرد شدن)، وابسته (نیازمند حمایت دیگران) و وسواسی-جبری (کمال‌گرا و نگران جزئیات) است. افراد این دسته معمولاً از ترس قضاوت شدن، از برقراری روابط نزدیک اجتناب می‌کنند.

در نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، سیستم طبقه‌بندی اختلالات شخصیتی تغییر کرد. در نسخه‌های قبلی، اختلالات شخصیتی در محور دوم طبقه‌بندی می‌شدند. اما در DSM-5، این سیستم حذف شد تا تشخیص و درمان دقیق‌تر صورت گیرد.

اختلالات شخصیتی می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر زندگی روزمره افراد بگذارند و باعث مشکلات زیادی در روابط شخصی، شغلی و اجتماعی شوند. درمان این اختلالات معمولاً ترکیبی از روان‌درمانی و گاهی اوقات دارو درمانی است.

تخریب‌کنندگان روابط: نگاهی عمیق به اختلالات شخصیتی گروه  B

افرادی که بیشترین آسیب را به روابط اجتماعی و شخصی وارد می‌کنند، اغلب دارای اختلالات شخصیتی از این گروه هستند. این افراد معمولاً دستکاری‌کننده، بی‌رحم و بی‌تفاوت به احساسات دیگران هستند. آن‌ها ممکن است به طور عمدی به دیگران آسیب بزنند و از این کار لذت ببرند.

چرا گروه B؟

گروه B شامل اختلالات شخصیتی است که با رفتارهای دراماتیک، احساسی و اغلب غیرقابل‌پیش‌بینی مشخص می‌شوند. این اختلالات عبارت‌اند از:

1. شخصیت ضد اجتماعی: افرادی که به طور مداوم قوانین را زیر پا می‌گذارند، به دیگران دروغ می‌گویند و به حقوق آن‌ها احترام نمی‌گذارند. آن‌ها اغلب بی‌رحم، بی‌مسئولیت و فاقد پشیمانی هستند.

2. شخصیت مرزی: افرادی که نوسانات خلقی شدیدی دارند، روابط بین‌فردی ناپایداری دارند و ترس شدیدی از رهاشدن دارند.

3. شخصیت خودشیفته: افرادی که خودشیفته، خودمحور و نیازمند تحسین هستند. آن‌ها معمولاً به احساسات دیگران بی‌توجه هستند و به دنبال قدرت و کنترل هستند.

4. شخصیت هیستریونیک یا نمایشی: افرادی که به شدت به دنبال جلب توجه هستند و از هر راهی برای دیده شدن استفاده می‌کنند. آن‌ها اغلب رفتارهای دراماتیک و اغواگرانه دارند.

تأثیر اختلالات گروه B بر روابط

افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی گروه B معمولاً در برقراری روابط سالم با دیگران مشکل دارند. آن‌ها ممکن است به طور مکرر به اطرافیان خود آسیب بزنند، آن‌ها را دستکاری کنند و یا از آن‌ها سوءاستفاده کنند. این رفتارها می‌تواند منجر به آسیب‌های عاطفی عمیقی در قربانیان شود.

آگاهی از این اختلالات

درک و شناسایی اختلالات شخصیت گروه B به ما کمک می‌کند تا رفتارهای این افراد را بهتر درک کنیم و از خودمان در برابر آسیب‌های احتمالی محافظت کنیم. همچنین، این درک می‌تواند به افراد مبتلا به این اختلالات کمک کند تا به دنبال درمان باشند و روابط سالم‌تری برقرار کنند.

Cluster B

اختلال شخصیت ضداجتماعی

اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت هیستریونیک یا نمایشی

اختلال شخصیت خودشیفته

ویژگی‌های مشترک اختلالات شخصیت خوشه B

1-    اختلالات شخصیت خوشه B

با وجود تنوع علائم، ویژگی‌های مشترکی دارند که در هسته شخصیت افراد مبتلا به این اختلالات نهفته است. این ویژگی‌ها، الگوهای رفتاری و عاطفی مشخصی را ایجاد می‌کنند که بر روابط و زندگی روزمره این افراد تأثیر می‌گذارد.

2-     خودمحوری افراطی:

افراد مبتلا به اختلالات خوشه B اغلب به‌صورت افراطی خودمحور هستند. آن‌ها تمایل دارند که نیازها و خواسته‌های خود را در اولویت قرار داده و به احساسات و نیازهای دیگران توجهی نداشته باشند. این خودمحوری ممکن است در قالب رفتارهایی مانند:

بهره‌کشی از دیگران: استفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف شخصی، بدون توجه به عواقب آن برای دیگران.

عدم همدلی: ناتوانی در درک و همدلی با احساسات و مشکلات دیگران.

احساس برتری: اعتقاد به اینکه از دیگران برتر هستند و مستحق برخورد ویژه هستند.

3-     عدم‌پذیرش مسئولیت:

یکی دیگر از ویژگی‌های بارز اختلالات خوشه B، تمایل به اجتناب از پذیرش مسئولیت برای رفتارهای خود است. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب:

دیگران را سرزنش می‌کنند: به‌جای پذیرفتن اشتباهات خود، دیگران را مسئول مشکلاتشان می‌دانند.

از عذرخواهی اجتناب می‌کنند: به‌ندرت برای رفتارهای خود عذرخواهی می‌کنند و حتی ممکن است رفتارهای خود را توجیه کنند.

تظاهر به قربانی بودن می‌کنند: خود را به‌عنوان قربانی موقعیت‌ها نشان می‌دهند و دیگران را مقصر می‌دانند.

این دو ویژگی اصلی،خودمحوری و عدم پذیرش مسئولیت، تأثیر عمیقی بر روابط افراد مبتلا به اختلالات خوشه B با دیگران می‌گذارد. این افراد اغلب روابط ناپایدار و پر تنش دارند و ممکن است به اطرافیان خود آسیب‌های روانی وارد کنند. به ویژه در روابط خانوادگی، این ویژگی‌ها می‌تواند منجر به سوء استفاده عاطفی و جسمی شود.

مثال‌هایی از رفتارهای ناشی از این ویژگی‌ها:

در خانواده: والدینی که به طور مداوم فرزندان خود را سرزنش می‌کنند و به نیازهای آن‌ها بی‌توجه هستند.

در روابط عاطفی: شریک زندگی که به طور مداوم به همسر خود خیانت می‌کند و او را مسئول مشکلات رابطه می‌داند.

در محیط کار: همکارانی که به طور مداوم از دیگران سوءاستفاده می‌کنند و به قوانین و مقررات بی‌توجه هستند.

توجه: این ویژگی‌ها تنها بخشی از تصویر کلی اختلالات خوشه B را نشان می‌دهند. هر فرد مبتلا به این اختلالات، الگوی منحصر به فردی از رفتارها و علائم را از خود نشان می‌دهد. تشخیص دقیق اختلال شخصیت توسط یک متخصص سلامت روان انجام می‌شود.

 4-    توجیه‌گری و انکار مسئولیت

افراد با اختلالات شخصیت اغلب تمایل شدیدی به توجیه رفتارهای خود دارند. آن‌ها به‌جای پذیرش مسئولیت اعمالشان، دلایل مختلفی را برای توجیه رفتارهای نامناسب خود ارائه می‌دهند. این توجیهات معمولاً بر پایه این باور استوار است که آن‌ها قربانی شرایط یا افراد دیگر هستند. برای مثال، یک فرد با اختلال شخصیت ممکن است خشونت علیه دیگری را با این جمله توجیه کند که " حقش بود" یا "خودش مرا به این کار وادار کرد". این مکانیزم دفاعی به آن‌ها اجازه می‌دهد تا از عواقب رفتارهای خود اجتناب کنند و احساس گناه یا شرمندگی نکنند.

5-    احساس حق‌طلبی و برتری‌جویی

افراد مبتلا به اختلالات شخصیت اغلب احساس می‌کنند که از حقوق و امتیازات ویژه‌ای برخوردار هستند. آن‌ها معتقدند که باید موردتوجه و احترام ویژه‌ای قرار گیرند و دیگران باید نیازها و خواسته‌های آن‌ها را برآورده کنند. این احساس حق‌طلبی می‌تواند در قالب رفتارهای زیر بروز کند:

توقع توجه بیش از حد: آن‌ها تمایل دارند که همیشه در مرکز توجه باشند و از هر فرصتی برای جلب‌توجه استفاده می‌کنند.

انتقادناپذیری: آن‌ها انتقادها را به‌عنوان حمله‌ای شخصی تلقی می‌کنند و به‌راحتی عصبانی می‌شوند.

بزرگ‌نمایی خود: آن‌ها اغلب توانایی‌ها و دستاوردهای خود را بزرگ‌نمایی می‌کنند و به دیگران احساس حقارت می‌دهند.

 6-    احساسات سطحی و بی‌ثباتی هیجانی

افراد با اختلالات شخصیت اغلب احساسات سطحی و ناپایداری دارند. آن‌ها به‌راحتی به دیگران وابسته می‌شوند و به همان سرعت آن‌ها را رها می‌کنند. این افراد در ایجاد روابط عمیق و پایدار با مشکل مواجه هستند و به نظر می‌رسد که احساسات آن‌ها بیشتر شبیه به یک بازی است تا یک ارتباط واقعی.

افراد سالم همیشه شگفت‌زده و متحیر هستند که یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت چگونه می‌تواند به سرعت از یک شریک جدا شود، به جلو حرکت کند و خیلیکمی از خود پشیمانی یا ناراحتی را نشان دهد. یک فرد مبتلا به  اختلال شخصیت می‌تواند پس از یک جدایی، اغلب در عرض چند روز، شریک دیگری پیدا کند. همین افراد همچنین می‌توانند به سرعت از خانواده و فرزندان خود جدا شوند. آن‌ها می‌توانند از والدین خود عصبانی شوند و سال‌ها با آن‌ها تماس نگیرند. یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت می‌تواند فرزندان خود را رها کند و همسر/شریک زندگی خود را برای عدم حمایت و علاقه‌مندی خود سرزنش کند.

7-    توانایی آن‌ها برای رفتار به این روش مربوط به "احساسات سطحی" آن‌ها است.

بهترین راه برای فکر کردن در مورد احساسات سطحی این است که یک خودروی عالی 300 دلاری (192 یورو) داشته باشید. شما در خودرو سرمایه‌گذاری محدودی دارید و زمانی که عالی کار می‌کند هیچ شکایتی ندارید. تا زمانی که هزینه‌ها کم باشد، تلاش می‌کنید تا تعمیر و نگهداری خودرو را انجام دهید. اگر مشکلات مکانیکی پرهزینه ایجاد کرد، ارزان‌تر است که آن را دور انداخته و خودروی 300 دلاری دیگری بگیرید که خوب کار کند. همچنین، اگر مسافت زیادی را جابجا شوید، آن را رها می‌کنید زیرا حمل آن هزینه بیشتری دارد. یک اختلال شخصیت احساسات سطحی دارد و اغلب دیگران را به عنوان خودروهای 300 دلاری می‌بیند. سرمایه گذاری عاطفی آن‌ها در دیگران حداقل است. اگر شریک زندگی آن‌ها خیلی مشکل‌ساز باشد، آن‌ها به سرعت به جلو حرکت می‌کنند. اگر والدین رفتار آن‌ها را انتقاد کنند، آن‌ها رابطه خود را با آن‌ها قطع می‌کنند. . تا زمانی که به چیزی نیاز داشته باشند.

8-     اخلاق موقعیتی و انعطاف‌پذیری اخلاقی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اغلب دارای یک سیستم اخلاقی بسیار انعطاف‌پذیر هستند. آن‌ها به راحتی می‌توانند اصول اخلاقی را کنار بگذارند تا به اهداف خود برسند. این افراد معتقدند که "هدف وسیله را توجیه می‌کند" و به همین دلیل، ممکن است دست به هر کاری بزنند تا به خواسته‌هایشان برسند.

ویژگی‌های بارز اخلاق موقعیتی در اختلالات شخصیت:

عدم پایبندی به قوانین و هنجارهای اجتماعی: این افراد به‌راحتی قوانین و هنجارهای اجتماعی را زیر پا می‌گذارند و به دنبال منافع شخصی خود هستند.

بهره‌برداری از دیگران: آن‌ها از دیگران به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند و بدون توجه به عواقب آن برای دیگران، به آن‌ها آسیب می‌رسانند.

دروغگویی و فریبکاری: دروغگویی، فریبکاری و دست‌کاری از جمله ابزارهای رایج این افراد برای رسیدن به اهدافشان است.

تغییر رفتار بر اساس موقعیت: آن‌ها به‌راحتی می‌توانند رفتار خود را بر اساس موقعیت تغییر دهند تا به اهداف خود نزدیک‌تر شوند.

عدم احساس گناه و پشیمانی: این افراد به‌ندرت احساس گناه یا پشیمانی می‌کنند و به‌راحتی می‌توانند به دیگران آسیب برسانند. تبعات اخلاق موقعیتی:

روابط ناسالم: این افراد به دلیل رفتارهای خودمحورانه و فریبکارانه، روابط ناسالم و پر تنشی با دیگران برقرار می‌کنند.

رفتارهای ضداجتماعی: آن‌ها ممکن است دست به رفتارهای ضداجتماعی مانند سرقت، کلاهبرداری و خشونت بزنند.

آسیب‌رساندن به خود و دیگران: برای رسیدن به اهداف خود، ممکن است به خود یا دیگران آسیب برسانند.

مثال‌هایی از رفتارهای ناشی از اخلاق موقعیتی:

دروغ گفتن برای کسب سود: فردی با اختلال شخصیت ممکن است برای گرفتن وام یا بیمه، دروغ بگوید.

بهره‌کشی از دیگران: این فرد ممکن است از اعتماد دیگران سوءاستفاده کند و به آن‌ها خیانت کند.

آسیب‌رساندن به خود برای جلب‌توجه: فردی ممکن است خود را زخمی کند تا دیگران به او توجه کنند

8-    اخلاق موقعیتی و انعطاف‌پذیری اخلاقی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اغلب دارای یک سیستم اخلاقی بسیار انعطاف‌پذیر هستند. آن‌ها به راحتی می‌توانند اصول اخلاقی را کنار بگذارند تا به اهداف خود برسند. این افراد معتقدند که "هدف وسیله را توجیه می‌کند" و به همین دلیل، ممکن است دست به هر کاری بزنند تا به خواسته‌هایشان برسند.

ویژگی‌های بارز اخلاق موقعیتی در اختلالات شخصیت:

عدم پایبندی به قوانین و هنجارهای اجتماعی: این افراد به‌راحتی قوانین و هنجارهای اجتماعی را زیر پا می‌گذارند و به دنبال منافع شخصی خود هستند.

بهره‌برداری از دیگران: آن‌ها از دیگران به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند و بدون توجه به عواقب آن برای دیگران، به آن‌ها آسیب می‌رسانند.

دروغگویی و فریبکاری: دروغگویی، فریبکاری و دست‌کاری از جمله ابزارهای رایج این افراد برای رسیدن به اهدافشان است.

تغییر رفتار بر اساس موقعیت: آن‌ها به‌راحتی می‌توانند رفتار خود را بر اساس موقعیت تغییر دهند تا به اهداف خود نزدیک‌تر شوند.

عدم احساس گناه و پشیمانی: این افراد به‌ندرت احساس گناه یا پشیمانی می‌کنند و به‌راحتی می‌توانند به دیگران آسیب برسانند.

تبعات اخلاق موقعیتی:

روابط ناسالم: این افراد به دلیل رفتارهای خودمحورانه و فریبکارانه، روابط ناسالم و پر تنشی با دیگران برقرار می‌کنند.

رفتارهای ضداجتماعی: آن‌ها ممکن است دست به رفتارهای ضداجتماعی مانند سرقت، کلاهبرداری و خشونت بزنند.

آسیب‌رساندن به خود و دیگران: برای رسیدن به اهداف خود، ممکن است به خود یا دیگران آسیب برسانند.

مثال‌هایی از رفتارهای ناشی از اخلاق موقعیتی:

دروغ گفتن برای کسب سود: فردی با اختلال شخصیت ممکن است برای گرفتن وام یا بیمه، دروغ بگوید.

بهره‌کشی از دیگران: این فرد ممکن است از اعتماد دیگران سوءاستفاده کند و به آن‌ها خیانت کند.

آسیب‌رساندن به خود برای جلب‌توجه: فردی ممکن است خود را زخمی کند تا دیگران به او توجه کنند.

9-    توجه:

اخلاق موقعیتی یکی از ویژگی‌های بارز اختلالات شخصیت است، اما همه افراد مبتلا به این اختلالات لزوماً رفتارهای مشابهی ندارند. شدت و نوع رفتارها بسته به نوع اختلال شخصیت و ویژگی‌های فردی متفاوت است.

10-    خودشیفتگی، دروغ و زندگی ناکارآمد

افراد مبتلا به اختلالات شخصیت، به‌ویژه اختلالات خوشه B، اغلب زندگی دوگانه‌ای دارند. از یک سو، زندگی واقعی‌شان پر از چالش‌ها و ناکامی‌هاست و از سوی دیگر، تصویری خیالی و اغراق‌آمیز از خود به دیگران ارائه می‌دهند. این تصویر اغلب با دروغ، فریب و داستان‌سرایی‌های رنگارنگ همراه است.

ویژگی‌های بارز این سبک زندگی:

دروغ‌های بزرگ و کوچک: برای توجیه رفتارهای خود، حفظ وجهه کاذب و کنترل دیگران، به‌دروغ متوسل می‌شوند.

داستان‌سرایی و ساختن واقعیت‌های جایگزین: برای فرار از مسئولیت و جلب‌توجه، روایت‌های ساختگی و اغراق‌آمیز از وقایع ارائه می‌دهند.

عدم مسئولیت‌پذیری: به‌جای پذیرش اشتباهات و مشکلات خود، دیگران را مقصر می‌دانند.

ناکامی‌های شغلی و اجتماعی: باوجود ادعاهای بزرگ در مورد توانایی‌های خود، اغلب در دستیابی به موفقیت‌های پایدار ناکام می‌مانند.

روابط ناپایدار: روابط آن‌ها با دیگران به دلیل دروغگویی، خیانت و رفتارهای خودخواهانه، اغلب کوتاه‌مدت و پر از تنش است.

مشکلات مالی: به دلیل بی‌مسئولیتی و تصمیم‌گیری‌های اشتباه، اغلب با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

انزوای اجتماعی: به دلیل رفتارهای آزاردهنده و خودمحورانه، ممکن است از سوی اطرافیان طرد شوند.

دلایل این رفتارها:

خودشیفتگی: نیاز شدید به تحسین و توجه دیگران باعث می‌شود که به هر قیمتی بخواهند تصویر مثبتی از خود ارائه دهند.

ترس از شکست: برای پنهان‌کردن ناکامی‌ها و ضعف‌های خود، به‌دروغ و فریب متوسل می‌شوند.

عدم همدلی: به احساسات و نیازهای دیگران اهمیتی نمی‌دهند و تنها به منافع خود فکر می‌کنند.

تبعات این سبک زندگی:

آسیب به روابط: دروغگویی و خیانت به اعتماد دیگران آسیب می‌زند و روابط را تخریب می‌کند.

انزوای اجتماعی: رفتارهای خودخواهانه و آزاردهنده باعث می‌شود که افراد از آن‌ها دوری کنند.

مشکلات قانونی: در برخی موارد، این رفتارها ممکن به مشکلات قانونی منجر شود.

ناامیدی و افسردگی: باوجود ظاهر موفق، اغلب احساس پوچی و ناامیدی می‌کنند.

در کل، افرادی که به این سبک زندگی متوسل می‌شوند، به‌جای رویارویی با مشکلات خود، سعی در فرار از واقعیت و ساختن یک‌دنیای خیالی دارند.

11-    آشوب‌آفرینی در روابط اجتماعی

 افراد مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B، به‌ویژه در ایجاد روابط پایدار و آرام ناکام هستند. نیاز شدید آن‌ها به جلب‌توجه و کنترل دیگران، محیط اطرافشان را به فضایی پر از تنش، اختلاف و آشوب تبدیل می‌کند. این افراد در هر موقعیتی، حتی در ساده‌ترین جمع‌های خانوادگی یا دوستانه، قادرند جو را متشنج کنند. تعطیلات، مهمانی‌ها و حتی خریدهای روزمره نیز بهانه‌ای برای ایجاد درگیری و ناراحتی می‌شوند. در خانواده نیز حضور چنین افرادی می‌تواند به ایجاد اختلافات عمیق و پایدار منجر شود. آن‌ها اغلب در مرکز توجه منفی قرار دارند و با رفتارهای خود، روابط خانوادگی را تیره‌وتار می‌کنند. اگر عضوی از خانواده‌تان به طور مداوم باعث ایجاد تنش و ناراحتی می‌شود، احتمالاً با اختلال شخصیت دست‌وپنجه نرم می‌کند.

12-    شکاف گفتار و رفتار

ما افراد را با دو نمونه از شخصیت آن‌ها می‌شناسیم - صحبت‌ها و رفتار آن‌ها. فردی که صادق است، حرف‌ها/گفتگوها/قول‌هایی دارد که تقریباً 100% با رفتار او مطابقت دارد.

اگر او پول قرض کند و به شما بگوید که جمعه به شما بازپرداخت می‌کند و سپس جمعه به شما پرداخت کند، فرد صادقی دارید. وقتی این تطابق‌ها را به طور مکرر مشاهده می‌کنیم، می‌توانیم در آینده اعتماد بیشتری به آن فرد داشته باشیم.

هرچه فاصله بین آنچه فرد می‌گوید/قول می‌دهد و آنچه انجام می‌دهد بیشتر باشد - بیشتر آن‌ها را بی‌انصاف، غیرقابل اعتماد، بی‌مسئولیت و غیره می‌دانند. به دلیل احساسات سطحی و اخلاق موقعیتی که اغلب در یک اختلال شخصیت یافت می‌شود، شکاف بین گفتار و رفتار می‌تواند بسیار گسترده باشد.

یک اختلال شخصیت اغلب می‌تواند به همسر خود اطمینان دهد که آن‌ها را دوست دارند درحالی‌که رابطه خارج از ازدواج دارند، پول قرض بگیرند بدون اینکه قصد بازپرداخت آن را داشته باشند، هر چیزی را بدون قصد انجام آن وعده دهند و به شما اطمینان دهند که دوستی شما درحالی‌که شایعات بد در مورد شما پخش می‌کنند.

یک قانون: فرد را بیشتر بر اساس رفتار او قضاوت کنید تا صحبت‌ها یا وعده‌های او.

13-    والدین ناکارآمد

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اغلب والدینی ناکارآمد هستند. والدین مبتلا به اختلال شخصیت اغلب فرزندان خود را مانعی برای اهداف شخصی خود می‌بینند، اغلب به توجهی که فرزندانشان دریافت می‌کنند حسادت می‌کنند، اغلب با فرزندان بزرگ‌تر خود احساس رقابت می‌کنند و اغلب تلاش می‌کنند تا اهداف شخصی خود را از طریق فرزندان خود به دست آورند. والدین مبتلا به اختلال شخصیت بدون نگرانی دربارة اینکه آیا رفتار آن‌ها بعداً بر زندگی یا شخصیت کودک تأثیر خواهد گذاشت، فرزندان خود را از طریق دست‌کاری کنترل می‌کنند.

والدین مبتلا به اختلال شخصیت اغلب بسیار انتقادگر هستند و باعث می‌شوند کودک احساس کند که ناتوان یا ناشایسته است. در موارد شدید، والدین ضد اجتماعی فرزندان خود را نادیده می‌گیرند، مورد سوء استفاده قرار می‌دهند یا از آن‌ها بهره‌کشی می‌کنند - اغلب به آن‌ها آموزش می‌دهند که جنایتکار شوند.

همسران مبتلا به اختلال شخصیت اغلب به دلیل توجهی که شریک زندگی خود به فرزندان در خانه می‌دهد حسادت می‌کنند و اغلب کودک را برای سوءاستفاده کلامی در حسادت خود هدف قرار می‌دهند.

خودشیفتگی و احساسات سطحی در یک والد مبتلا به اختلال شخصیت باعث می‌شود که کودکان احساس ناخواسته، ناشایسته و قدردانی نشده کنند.

رفتار ناخودآگاه یا حساب شده؟

هنگامی که به احساسات، نگرش‌ها و رفتارهای فرد مبتلا به اختلال شخصیت نگاه می‌کنیم، در نهایت به این سؤال می‌رسیم که: آیا این ویژگی‌ها حساب شده و هدفمند هستند یا رفتارهای ناخودآگاهی هستند که تحت کنترل آن‌ها نیستند؟

در کار با اختلالات شخصیت، هر دو را می‌بینیم.در کار با اختلالات شخصیت، هر دو را می‌بینیم.

در نگرش‌ها

اکثر نگرش‌هایی که در اختلالات شخصیت می‌بینیم بسیار طولانی‌مدت هستند و از دوران نوجوانی آن‌ها وجود داشته‌اند. سرزنش‌کردن دیگران یک ویژگی کلاسیک اختلال شخصیت است و پس از سال‌ها باور به این موضوع، افراد مبتلا به اختلال شخصیت ممکن است واقعاً احساس نکنند که مسئول رفتار خود هستند - حتی رفتارهایی که به جرم و جنایت شباهت دارند.

آن‌ها رفتارهای خود را دوباره بررسی می کنند، تغییر می دهند و عذرخواهی کرده‌اند تا جایی که متوجه نمی‌شوند که آن‌ها مخرج مشترک تمام مشکلات خود هستند. مجرمان محکوم شده، با جرایم از سرقت خودرو تا قتل، همه نگرش مشابهی دارند - "زندان غیرمنصفانه است".

آن‌ها به هیچ وجه قربانیان را در جرایم خود دخیل نمی‌کنند. به همین دلیل، افرادی که اختلال شخصیت دارند درک و بینش بسیار کمی نسبت به نگرش‌های خود دارند که روابط را خراب می‌کنند.

روابط ناسالم و آسیب‌زا

افراد مبتلا به اختلال شخصیت، طی سال‌ها الگوهای ارتباطی ناکارآمد و آسیب‌زایی را توسعه می‌دهند. این الگوها به قدری ریشه دوانده‌اند که به تنها روش ارتباطی آن‌ها با دیگران تبدیل شده است. از کودکی، این افراد یاد گرفته‌اند که با دیگران تنها از طریق ارعاب، تهدید، خشم، دستکاری و دروغ ارتباط برقرار کنند. حتی در مواجهه با افرادی مهربان، دلسوز و پذیرا، این الگوی رفتاری مخرب همچنان ادامه می‌یابد.

رفتارهای هدفمند و حساب‌شده

افراد با اختلال شخصیت، با تکیه بر باورهای نادرست و طولانی‌مدت خود، قادرند رفتارهای بسیار برنامه‌ریزی شده و فریبکارانه‌ای از خود نشان دهند. تصمیمات، استراتژی‌ها و دستکاری‌های آن‌ها اغلب با هدف دستیابی به منافع شخصی‌شان طراحی می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است به صورت عمدی دیگران را درگیر تعهدات مالی کنند یا با توجیهات نادرست، از آن‌ها سرقت نمایند. ترکیب این باورهای نادرست و رفتارهای حساب‌شده، روابط افراد مبتلا به اختلال شخصیت را با دیگران به شدت آسیب‌پذیر و خطرناک می‌کند.

قربانیان به شما اطمینان می‌دهند که تلاش برای توضیح یک موقعیت طبیعی و سالم به فرد مبتلا به اختلال شخصیت تقریباً غیرممکن است.

این برای قربانیان چه معنایی دارد؟

زندگی با فردی مبتلا به اختلال شخصیت، حقیقت تلخی را برای قربانیان آشکار می‌کند. قربانیان هیچ نقشی در ایجاد این اختلال نداشته‌اند و نباید خود را مقصر بدانند. این افراد اغلب قربانیان را به خاطر رفتارهای خود سرزنش می‌کنند، در حالی که در واقع، این اختلال است که ریشه این رفتارها است. تغییر رفتار قربانی هیچ تأثیری بر رفتار فرد مبتلا به اختلال شخصیت ندارد. این اختلال یک الگوی رفتاری پایدار است که با گذشت زمان تغییر نمی‌کند. ازدواج یا داشتن فرزند با چنین فردی، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند وضعیت را بدتر کند.

این شامل موارد زیر است:

تغییر رفتار قربانی رفتار اختلال شخصیت را تغییر نمی‌دهد. بسیاری از قربانیان خرافی می‌شوند و احساس می‌کنند که می‌توانند با تغییر رفتار خود رفتار اختلال شخصیت در زندگی خود را کنترل کنند. این اغلب یک راه‌حل موقتی است، به این معنی که شما فقط در حال برآورده‌کردن خواسته‌های اختلال شخصیت هستید. هنگامی که اختلال شخصیت احساس توجیه شده می‌کند، بدون توجه به تغییرات در رفتار قربانی، به رفتار خود باز می‌گردد. دوست‌داشتن کوسه‌ها ما را محافظت نمی‌کند اگر خود را در حال خونریزی در یک مخزن کوسه پیدا کنیم.

یک اختلال شخصیت الگوی دائمی و طولانی‌مدت است. زمان این شخصیت‌ها را تغییر نمی‌دهد. اگر مادر یا پدر شما در کودکی اختلال شخصیت داشت، بازگشت به خانه پس از بیست سال رفتار قدیمی آن‌ها را زنده و سالم خواهد یافت.

ازدواج، فرزندآوری یا نقل‌مکان و غیره در واقع رفتار ناکارآمد آن‌ها را بدتر می‌کند. حضور استرس ویژگی‌های شخصیتی طبیعی ما را اغراق کرده و تقویت می‌کند. افراد سالم از نظر ذهنی اما خجالتی تحت استرس خجالتی‌تر می‌شوند. استرس مسئولیت‌های اضافی در واقع رفتار بد یک اختلال شخصیت را افزایش می‌دهد.

هنگامی که به هر نحوی با یک اختلال شخصیت درگیر هستید - به عنوان شریک زندگی، والد، فرزند، خواهر و برادر، دوست و غیره - ما باید نه تنها رفتارهای آن‌ها را تشخیص دهیم بلکه استراتژی محافظت از خود را نیز توسعه دهیم. بسیاری از استراتژی‌های ما باید بر محافظت از ثبات عاطفی، امور مالی و روابط دیگر ما متمرکز شوند. به عنوان والد، اگر پسر بزرگسال یا دختر ما اختلال شخصیت دارد، ما باید خود را از رفتارهای آن‌ها که ممکن است سبک زندگی و زندگی ما را به خطر بیندازد محافظت کنیم. به عنوان فرزند والد مبتلا به اختلال شخصیت، ما اغلب باید خانواده فوری و فرزندان خود را از رفتار بد والد خود محافظت کنیم. مهم است که به خاطر داشته باشید که با یک اختلال شخصیت - بقا و رفاه آن‌ها اولویت آن‌ها است - نه سلامتی یا رفاه اطرافیان آن‌ها.

قربانیان باید بدانند که محافظت از خودشان مهمترین اولویت است. آن‌ها باید از نظر عاطفی، مالی و اجتماعی خود را تقویت کنند. ایجاد فاصله با فرد مبتلا به اختلال شخصیت، جستجوی کمک حرفه‌ای و حمایت از دوستان و خانواده، می‌تواند به قربانیان کمک کند تا از این شرایط دشوار عبور کنند.

 خلاصه

هنگامی که در زندگی پیش می‌رویم، با انواع مختلف افراد مواجه می‌شویم. ما همچنین انواع مختلفی از روابط با دیگران از جمله اعضای خانواده، همسایگان، همکاران، دوستان و چهره‌های آشنا ایجاد می‌کنیم.

روابط سالم به نظر می‌رسد که به همان روش سالم هستند - داشتن ویژگی‌های احترام، نگرانی برای دیگران، محبت، همکاری، صداقت، اهداف مشترک و غیره. یک رابطه با یک اختلال شخصیت کاملاً متفاوت است.  9 یا 10 درصد بزرگسالان با یک اختلال شخصیت "خوشه B" می‌توانند مشکلات قابل توجهی در زندگی ما ایجاد کنند.