دکتر فاطمه شکاریان

منابعی برای خانواده و نزدیکان

منابعی برای خانواده و نزدیکان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت

بیان واضح در رابطه به فرد مبتلا

شما می‌توانید به فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به دو روش پاسخ دهید: مانند اسفنج یا مثل آینه. معمولاً همه به هر دو روش واکنش نشان می‌دهند، گاهی اوقات جذب‌کننده یا گاهی انعکاس‌دهنده.

اسفنج بودن را متوقف کنید و منعکس‌کردن را شروع کنید

برخی از افراد فرافکنی‌های فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به خود جذب کرده و درد و خشم آن‌ها را درون خود جمع می کنند (شبیه اسفنج). ممکن است این افراد تحت‌تأثیر این توهم باشند که در حال کمک به فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هستند. اما در واقع، با عدم انعکاس احساسات دردناک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به صاحب اصلی خود (شبیه آینه)، این افراد به فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به‌خاطر استفاده از مکانیسم‌های دفاعی‌اش پاداش می دهند و ممکن است احتمال ادامه رفتارهای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در آِینده را نیز افزایش دهند.

افرادی که مانند اسفنج رفتار می کنند، می‌گویند که احساس می کنند که سعی دارند یک سیاه‌چاله خالی را در داخل فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی پر کنند. اما هرچقدر هم که عشق و مراقبت نشان دهند، هرگز کافی نخواهد بود؛ بنابراین آن‌ها خود را سرزنش می کنند و حتی با شدت بیشتری به رفتار خود ادامه می دهند.

متمرکز بمانید و به محدودیت‌های خود واقف باشید

درگیر اتهامات فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شامل سرزنش، تقاضای غیرممکن  و انتقاد نشوید. به‌جای جذب‌کردن درد فرد مقابل، سعی کنید:

-        علی‌رغم آنچه شخص دیگر می‌گوید، برداشت و درک خود از واقعیت را حفظ کنید.

-        احساسات شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به خودش بازتاب دهید.

-        مطمئن شویدکه فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می تواند یاد بگیرد که با احساسات خود کنار بیاید.

-        حمایت خود را ارائه دهید.

-        روشن کنید که فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تنها شخصی است که می‌تواند احساسات و واکنش‌های خود را کنترل کند.

-        با رفتار خود نشان دهید که مرزهایی بین نوع رفتاری که شما می پذیرید و نمی پذیرید، وجود دارد.

-        این مرزها را به‌وضوح برقرار کرده و طبق آن‌ها رفتار کنید.

استراتژی‌های کمکی جهت انعکاس رفتار فرد مبتلا به اختلال شخصیت  مرزی

تعدادی استراتژی خاص وجود دارد که می توانید هنگام گفتگو با فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی از آن ها استفاده کنید. این استراتژی ها کمک می کند که به جای جذب تاثیرات رفتار فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی آن ها را انعکاس دهید:

1-  تنفس عمیق داشته باشید.

2-  سایه‌های خاکستری را در نظر داشته باشید.

 غالباً افراد غیر مرزی مکانیزم‌های دفاعی دونیمه‌سازی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را کپی‌برداری کرده و مسائل را سیاه یا سفید می‌بینند. بخش‌های خاکستری را در نظر بگیرید. خود را در واکنش‌های شدید طرف مقابل درگیر نکنید. به غرایز خود اعتماد کنید و خودتان را قضاوت کنید.

3-  احساسات خود را از احساسات فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی جدا کنید.

4-  به نظرات خود اعتبار ببخشید و ذهن خود را باز نگه دارید.

5-  از زمان بندی آگاه باشید

6-  از خلق و خوی خود آگاه باشید.

7-  به یاد داشته باشید که شما در مورد احساسات خود حق انتخاب دارید

واقعیت خود را تعیین کنید و به آن پایبند باشید

غالبا حقیقت آنچنان واضح نیست. بسیاری از افراد گفته‌اند که آن‌ها در اعتماد به درک خود از واقعیت مشکل داشتند؛ زیرا افراد مرزی در اصرارشان که حق با آن‌ها بوده است و غیر مرزی‌ها در اشتباه بوده‌اند، بسیار قانع‌کننده عمل می کنند.

-        دفاع از بیان واقعیت خودتان

-        بازگشت به مسئولیت

-        مسئولیت را تقسیم کنید

-        ایجاد مهارت‌های ارتباطی

هنگامی که فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی آَشفته نیست، می‌توانید مسائل را بیشتر پیگیری کنید و سعی کنید مسائل را روشن و حتی حل کنید. هنگام شروع‌کردن این نوع بحث با فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، ضروری است که وقتی نوبت به گوش‌دادن شما رسید، واقعاً گوش دهید. در اینجا چند نکته وجود دارد:

-        به آنچه که می‌خواهید بگویید فکر نکنید.

-        حالت دفاعی نداشته باشید و فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را اصلاح نکنید، حتی اگر شما را به چیزهایی متهم کرد که هرگز انجام نداده‌اید یا نگفته‌اید. بعداً فرصت خواهید داشت که به آن بپردازید.

-        به کلمات، زبان بدن، اصطلاحات و لحن صدای فرد توجه نمایید چرا که به شما کمک می‌کند احساسات او را درک کنید. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی همیشه با احساسات خود در ارتباط نیستند و با گوش‌دادن فعال می‌توانید فراتر از کلمات را بشنوید و احساسات زیرین را تشخیص دهید.

-        محدودیت های خود را اعلام کنید

-        اظهار قطعی

مرزهای خود را وضع نمایید و آن‌ها را ساده بیان کنید. باز هم توضیح دهید که شما تصمیم به اعمال این محدودیت‌ها گرفته‌اید، نه به این خاطر که فکر می‌کنید آن‌ها درست و مورد انتظار هستند و نه به این خاطر که آن‌ها را شیوه رفتاری می‌دانید که شخص مقابل باید مطابق آن عمل کند. در عوض، شما این مرزها را به این دلیل وضع کرده‌اید که اولویت‌های شخصی شما هستند، و این رفتارهایی است که شما با آن‌ها احساس راحتی می‌کنید

برای ایجاد رفتارهای موردعلاقه خود، او را تهدید نکنید. در عوض، صریح و روشن توضیح دهید که شما نمی‌خواهید بر علیه او اقدامی کنید، بلکه فقط می‌خواهید برای خودتان کاری انجام داده باشید. شاید لازم باشد بیش از یک‌بار خواسته‌های خود و نتایج مثبت آن را مطرح کنید. همچنین ممکن است بخواهید عواقب منفی آن را بیان کنید" اگر این رفتارت را متوقف نکنی، مجبورم اینجا را ترک کنم".

هنگامی که مرزهای شما رعایت نشود

اگر فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مرزهای شما را رعایت نکرد، باید خودتان مایل باشید تغییراتی را ایجاد کنید. به کارهایی که می‌توانید انجام دهید فکر کنید، نه به کارهایی که احساس می‌کنید نمی‌توانید انجام دهید. در اینجا چند نمونه آورده شده است:

-        شما می توانید موضوع را تغییر دهید یا از بحث در مورد موضوع خودداری کنید

-        می‌توانید از اتاق خارج شوید یا تلفن را قطع کنید

-        می‌توانید شماره‌تلفن خود را تغییر دهید و یا قفل درب را عوض کنید

-        می‌توانید فقط در صورت حضور شخص ثالث در کنار شخص باشید

-        می‌توانید از درمانگران یا دوستان درخواست کمک کنید، حتی اگر او مایل نباشد که شما چنین کاری انجام دهید.