دکتر فاطمه شکاریان

منابعی برای خانواده و نزدیکان

منابعی برای خانواده و نزدیکان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت

تأثیر رفتار فرد مبتلا بر اطرافیان

 زندگی با فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مانند زندگی در یک تناقض دائمی است.

این‌گونه به نظر می‌رسد که او میزبان دائمی تضاد است. در بیان فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی؛ " احساس می‌کنم که درون ماشین لباسشویی افتاده‌ام.

دنیا دور سرم می‌چرخد، و نمی‌دانم کدام راه به سمت بالا، پایین یا چپ و راست است."

ممکن است افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که همواره پر از نفرت از خود هستند:

-         دیگران را متهم می‌کنند که از آن‌ها متنفرند

-         بسیار انتقاد کنند و به‌راحتی خشمگین شوند و به همین خاطر افراد مجبور می‌شوند آن‌ها را ترک کنند.

-         دیگران را سرزنش کرده و خود را در نقش قربانی قرار دهند.

اختلال شخصیت مرزی یک بیماری واگیردار مثل سرخک نیست، اما ممکن است افرادی که در معرض چنین رفتارهایی هستند به‌صورت ناخواسته در این تعاملات دخیل شوند. دوستان، همسر و اعضای خانواده اغلب دچار این‌گونه رفتارها می‌شوند و در یک‌چرخه سمی از احساس گناه، خودسرزنشگری، افسردگی، خشم، انکار، انزوا و گیجی گرفتار می‌شوند. آن‌ها برای کنارآمدن با خودشان از مسیرهایی استفاده می‌کنند که یا خیلی زمان بر است و یا شرایط را سخت‌تر می‌کند.

 در همین حال، رفتارهای ناسالم فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تقویت می‌شود؛ زیرا افراد غیر مرزی مسئولیت احساسات و اعمالی را که مرتبط با رفتار اختلال شخصیت مرزی است را می‌پذیرند.

افکار رایج افرادی که فرد با مبتلا به اختلال شخصیت مرزی زندگی می کنند

این باورها، تفکر هر فردی را منعکس می‌کند که در حال زندگی با یک شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است. شما باید قضاوت کنید که کدام یک از آن‌ها با موقعیت شما جور درمی‌آید.

باورها و حقایق

باور: من مسئول همه مشکلات در روابطم هستم.

واقعیت: هر فرد مسئولیت 50 درصد مشکلات در روابط را دارد.

باور: تمام اقدامات شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مورد من است.

واقعیت:  اقدامات فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ناشی از یک ختلال پیچیده و ترکیبی از مسائل زیست شناختی و محیطی است.

باور: این وظیفه من است که مشکلات این فرد را حل کنم و اگر نتوانم آن ها را حل کنم، هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند.

واقعیت: ممکن است تلاش در راه قبول مسئولیت زندگی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، این پیام را به آن‌ها منتقل کند که نمی‌توانند از خودشان مراقبت کنند. همچنین شما با تمرکز بر روی خود و پذیرش همة مسئولیت‌های او، از فرصت تغییر در روابط جلوگیری می می‌کنید: اگر شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را متقاعد کنم که حق با من است، همه مشکلات حل خواهند شد.

-         اختلال شخصیت مرزی، یک اختلال جدی است که تأثیر عمیقی بر نحوة تفکر، احساس و رفتار فرد می‌گذارد. شما هرچقدر توانایی بالایی در متقاعدکردن داشته باشید نمی‌توانید بدون توجه به این مسائل صحبت کنید.

غم و اندوه فرد غیر مرزی از رفتار فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

افرادکه توسط فردی مرزی تحقیرشده‌اند،  خاطرات واضح و برجسته‌ای از زمان‌هایی دارند که افراد مرزی فکر می‌کردند هرگز مرتکب کار اشتباهی نمی‌شوند. برخی از اعضای خانواده می‌گویند احساس می‌کنند شخصی که دوستش داشته‌اند فوت کرده است و شخصی دیگر که او را نمی‌شناسند بدنش را تصرف کرده است.

انکار

افراد سعی در توجیه رفتارهای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دارند یا باور نمی‌کنند که رفتار آن‌ها غیرعادی است. هرچقدر فرد غیر مرزی منزوی‌تر باشد احتمال انکار در او بیشتر خواهد بود. چرا که بدون روابط اجتماعی، آن‌ها توانایی خود برای تشخیص رفتار معمولی را از دست می‌دهند. افراد مرزی می‌توانند  این مهارت را داشته باشند که دیگران را متقاعد کنند که رفتارشان، تقصیر فرد غیر مرزی است. این شرایط باعث می‌شود که فرد غیر مرزی در مرحله انکار باقی بماند.

خشم

بعضی افراد غیرمرزی،  جواب خشم را با خشم می‌دهند که این همانند ریختن بنزین روی آتش است. برخی از افراد غیر مرزی معتقدند که عصبانیت پاسخ نامناسبی به رفتارهای یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است.

چانه‌زنی

این مرحله با  تلاش‌هایی که افراد انجام می دهند تا فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی رفتارهای معمولی انجام دهد مشخص می شود. در چنین مواقعی، به این فکر می‌کنند که "اگر من همه چیزهایی که او بخواهد را انجام بدهم، به‌زودی به چیزی که در رابطه نیاز دارم، خواهم رسید."

همة ما در روابطمان سعی به سازش داریم. اما فداکاری‌هایی که این افراد در راه خشنودی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام می دهند، گاهی اوقات زیاد از حد است. شاید این تلاش ها هیچوقت کافی نباشد. به زودی نیاز به تلاش برای اثبات عشق خواهد بود و هزینه های بیشتری باید پرداخت شود.افسردگی

افسردگی زمانی شروع می شود که افراد غیر مرزی متوجه می شوند علی رغم تلاش هایی که کرده اند، دوستان، خانواده، عزت نفس و سرگرمی های خود را از دست داده اند.

پذیرش

پذیرش هنگامی به وقوع می‌پیوندد که افراد غیر مرزی قادر می‌شوند جنبه‌های " خوب" و "بد" این اختلال در فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که از نزدیکشان است را با هم ادغام کنند و متوجه بشوند که فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی فقط دارای آن جنبه‌ها نیست و دارای هر دوی آن‌هاست. در این مرحله افراد غیر مرزی می‌آموزند که مسئولیت افراد دیگر در قبال تصمیماتی که می‌گیرند نیز بپذیرند.

 پاسخ‌های افراد غیر مرزی به رفتار افراد مرزی

رفتارهای افراد مرزی واکنش‌های زیادی را در فرد غیر مرزی ایجاد می‌کند. برخی از پاسخ‌های متداول در ادامه خواهند بود.

-         سردرگمی

-         عزت‌نفس

-         احساس گیرافتادن و بیچارگی

-         اجتناب

-         گناه و شرم

-         اتخاذ عادات ناسالم مانند نوشیدن بیش از حد مشروبات الکلی، پرخوری، سو مصرف مواد و سایر عادات ناسالم، روش‌های معمولی است که بسیاری از افراد، نه فقط افراد غیر مرزی، برای کنارآمدن با استرسشان از آن استفاده می‌کنند. در ابتدا، این عادت‌ها اضطراب و استرس را تسکین می دهند. ازآنجاکه این استراتژی‌های مقابله‌ای به‌مرور عادی و ریشه‌دار می‌شوند، فقط این شرایط را پیچیده‌تر می‌کنند.

-         انزواگزینی

-         نظارت بیش از حد و بیماری‌های جسمی

-         اتخاذ افکار و احساسات مشابه با افراد مرز

همیشه آماده و هوشیار بودن نیازمند سطح بالایی از برانگیختگی جسمی و روانی است که باگذشت زمان باعث پایین آمدن سطح توانایی دفاعی بدن در برابر استرس، سردرد، زخم معده، فشارخون و بیماری‌های دیگری می شود. به‌نوعی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، فرد غیر مرزی را با خود همراه می‌کنند. هرچقدر هم ناراحت‌کننده باشد، این فرصتی است برای فهم اینکه داشتن اختلال مرزی چه حسی دارد.

-         وابستگی متقابل

اغلب اوقات افراد غیر مرزی دست به اقدامات شجاعانه و قهرمانانه‌ای می‌زنند، بدون توجه به هزینه‌های آن. در تلاش برای کمک به کسی که دوستش دارند، آن‌ها:

-         اجازه نمی‌دهند که خشم فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بر روی آن‌ها تأثیر بگذارد

-         نیازهای خود را نادیده می‌گیرند

-         رفتارهایی را می‌پذیرند که به نظر اکثر مردم غیرقابل‌تحمل است

-         بارهاوبارها اشتباهات مشابه آن‌ها را می‌بخشند

این یک دام متداول برای افراد غیر مرزی است؛ به‌ویژه اگر فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دارای کودکی ناخوشایندی بوده و سعی در جبران آن داشته باشد. بسیاری از افراد غیر مرزی گمان می‌کنند با به حاشیه راندن نیازهای خود به‌خاطر فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (برای جلوگیری از بحث و دعوا) می‌توانند کمک کنند. اگرچه انگیزه این افراد قابل‌ستایش است؛ اما در واقع سبب قدرت دادن و تقویت رفتارهای نادرست فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می‌شوند.

تأثیرات بر روابط

رفتارهایی مانند آزار کلامی، فریبکاری و مکانیزم‌های دفاعی در افراد مرزی باعث نابودی اعتماد و صمیمیت در اطرافیان می شود. آن‌ها روابط را برای دیگران ناامن می کنند، زیرا دیگر نمی‌توانند احساسات عمیق را احساس کنند و ریشه‌ای‌ترین افکار مرتبط با عشق، دلواپسی و مراقبت را تجربه کنند