منابعی برای خانواده و نزدیکان
منابعی برای خانواده و نزدیکان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت
دنیای درونی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی
تلاش برای تعریف اختلال شخصیت مرزی مانند خیرهشدن به یک شمع است: آنچه دیده میشود بهسرعت
در حال تغییر است. این بیماری باعث بیثباتی میشود که میتوان آن را نماد این بیماری دانست.
جانیس کاولز، ایمبروگلیو
کتاب بهسوی چالشهای اختلال شخصیت مرزی
شناخت اختلالات شخصیت
طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی DSM-4 (2004) اختلال شخصیت عبارت است از:
الگویی طولانیمدت از تجربه درونی و رفتار که از انتظارات فرهنگی بسیار دور است.
فراگیر و انعطافناپذیر است.
باگذشت زمان پایدار است و تغییر نمیکند.
منجر به پریشانی یا اختلال در روابط بینفردی میشود.
تعریفی که از اختلال شخصیت وجود دارد این است که هم برای فردی که دچار اختلال شخصیت مرزی است و هم برای افرادی که با او تعامل دارند باعث پریشانی میشود. ازآنجاکه توصیف اختلال شخصیت مرزی بسیار منفی به نظر میرسد، افراد مبتلا به آن اغلب احساس میکنند که به آنها انگ زده شده است. بسیار مهم است که بهخاطر داشته باشید که افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بهبود مییابند.
در نهایت، تنها کسی که می تواند افکار، احساسات و رفتارهای فرد مبتلا به اختلال شخصیت را کنترل کند، خودش است. درک این مساله برای بهبودی فرد مرزی و خود شما حیاتی است.
معیارهایی برای اختلال شخصیت مرزی
ممکن است افراد مبتلا به اختلال شخصیت در هویت خود دچار احساس عدم اطمینان داشته باشند. احساسات آنها نسبت به دیگران میتواند بهسرعت تغییر کند و از نزدیکی شدید به نفرت شدید تبدیل شود. این احساسات در حال تغییر میتواند منجر به روابط ناپایدار و درد هیجانی زیادی شود.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز تمایل دارند که همه چیز را بهگونهای افراطی ببینند، یعنی همه چیز یا خوب است یا بد. علایق و ارزشهای آنها میتواند بهسرعت تغییر کند و ممکن است تکانشی یا بیملاحظه عمل کنند.
سایر علائم ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- تلاش برای جلوگیری از طردشدن واقعی یا خیالی، مانند با سرعت وارد رابطه شدن - یا پایاندادن رابطه به همان سرعت.
- الگویی از روابط شدید و ناپایدار با خانواده، دوستان و عزیزان.
- تصویر یا احساسی که از خود دارند تحریف شده و ناپایدار است.
- رفتارهای تکانشی و اغلب خطرناک، مانند خرجکردن بیش از حد، رابطه جنسی ناایمن، سوءمصرف مواد، رانندگی بیاحتیاط، و پرخوری. بااینحال، اگر این رفتارها بیشتر در زمانهای خلقوخو یا انرژی بالا اتفاق میافتند، ممکن است نشانههای یک اختلال خلقی باشند و نه اختلال شخصیت مرزی.
- رفتار آسیبزننده به خود، مانند خودزنی.
- افکار مکرر پیرامون رفتارها یا تهدیدهای خودکشی.
- خلقوخوی شدید و بسیار متغیر که از چند ساعت تا چند روز طول میکشد.
- احساس پوچی مزمن.
- خشم نامناسب و شدید یا مشکلات کنترل خشم.
- احساس جدایی، مانند احساس جداشدن از خود، مشاهده خود خارج از بدن یا احساس غیرواقعی بودن.
همه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی همه این علائم را تجربه نمیکنند. شدت، فراوانی و طول مدت علائم به فرد و بیماری او بستگی دارد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به طور قابلتوجهی نسبت به جمعیت عمومی، میزان رفتارهای خودآزاری و خودکشی بالاتری دارند.
- تلاش برای جلوگیری از رهاشدگی واقعی یا خیالی
وحشتی را تصور کنید که اگر کودکی گم شده و تنها در وسط خیابان بودید، احساس میکردید مادر شما یک ثانیه پیش آنجا بود و دست شما را گرفته بود. ناگهان در میان جمعیت گم شد. شما با عصبانیت به اطراف نگاه میکنید، سعی میکنید او را پیدا کنید.
تقریباً افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، تمام مدت چنین احساسی را تجربه میکنند: منزوی و مضطرب و وحشتزده از اینکه تنها هستند. افراد دلسوز و حامی مانند چهرههایی دوستانه در میان جمعیت حضور دارند. اما لحظهای که آنها دست به اقدامی میزنند که شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی از آن بهعنوان سیگنالی که قرار است او را ترک کنند تعبیر میکند، وحشت کرده و واکنش نشان میدهد. ممکن است عصبانی شود یا به عزیزانش التماس کند که بمانند. ترس از رهاشدن احساس همیشگی برای یک فرد مرزی است.
برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، ازدستدادن احتمالی رابطه میتواند؛ مانند ازدستدادن دست یا پا باشد و یا حتی مرگ. درعینحال، احساس عزتنفس آنها بهقدری پایین است که واقعاً نمیفهمند چرا کسی میخواهد با آنها باشد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بیش از حد هوشیار هستند، به دنبال نشانههایی میگردند که نشان دهد فرد موردنظرشان واقعاً آنها دوست ندارد و در شرف ترک آنهاست. وقتی به نظر میرسد که ترس آنها تأیید شده باشد، ممکن است دست به چنین اقداماتی بزنند:
- فوران خشم
- اتهام زدن
- گریهکردن
- انتقامجویی
- آسیب واردکردن به خود
- خیانت
- انجامدادن سایر اقدامات آسیبزا
این واکنشها ما را بهسوی محوریترین تضاد درونی در اختلال شخصیت مرزی میرساند: افرادی که از این اختلال رنج میبرند بهشدت خواهان صمیمیت و نزدیکی هستند. اما با کارهایی که انجام میدهند بیشتر دیگران را از خود دور میکنند.
شما میتوانید کمی استراحت کنید و مدتی از فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دور شوید؛ به مهمانی بروید، کتاب بخوانید، فیلم ببینید؛ اما شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با ترس و وحشتی بیست و چهارساعته زندگی می کند.
دونیمهسازی (دوپاره سازی)
بسیاری از افراد مرزی بین شدیدترین حالتهایی از ایدهآلسازی و بیارزشسازی در نوسان هستند که این دو قطب "دونیمهسازی" نامیده میشود.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب افراد دیگر را جادوگر شرور یا فرشته مهربان میدانند. وقتی شما نیازهای آنها را برآورده کنید، آنها به شما همانند یک قهرمان نگاه میکنند. اما بهمحض اینکه آنها را ناکام کنید، تبدیل به فردی شرور میشوید.
ازآنجاکه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بهسختی میتوانند ویژگیهای خوب و بد شخص را تلفیق کنند. نظر فعلی آنها درباره هرکسی اغلب بر اساس آخرین تعاملات آنها با اوست، مانند کسی که فاقد حافظه کوتاهمدت است.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به طور مشخصی بیثباتی دارند و وقتی در حال تجربه یک احساس هستند کاملاً از جنبه مقابل آن بیخبر هستند. یک فرد مرزی از نظر احساسی همانند یک کودک است، فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نمیتواند ناسازگاریها و ابهامات را تحمل کند. او نمیتواند خصوصیات خوب و بد دیگران را با درک منسجم و ثابت از شخصیت وی سازگار کند. در لحظه خاص، یکی یا " خوب" است یا " بد". بدون وجود چیزی در میانه، هیچ منطقه خاکستری وجود ندارد. درک تفاوتهای ظریف و کمرنگ برای آنها بسیار دشوار است.
نحوه برخورد با دونیمهسازی
تقریباً غیرممکن است که بتوانید به تمام نیازها و انتظارات فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی پاسخ دهید. هنگامی که شما در راه برآوردهسازی نیازهای فرد مرزی قدم میگذارید، ممکن است که او تصمیم بگیرد که چیز دیگری میخواهد. ممکن است جایگاه شما در طی روز چندین بار از قهرمان به فرد شرور تغییر کند. هنگامی که فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی از کامل نبودن رابطة عشقی خود مطمئن شود، وارد رابطه عاشقانه جدید گردد و باز دوباره این چرخه را با فرد جدید تکرار کند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مطمئناند که احساسات و اعتقادات انحرافی آنها (مثبت و منفی) بیچونوچرا درست است؛ بنابراین وظیفه شما این است که دیدگاه متعادل و باثبات داشته و آن را باوجود فراز و نشیبها حفظ کنید.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، تا حدی به دلیل عادت به دونیمهسازی (بهویژه آن افرادی که در کودکی مورد سو استفاده قرار گرفتهاند) بهسختی میتوانند به دیگران اعتماد کنند. این عدم اعتماد باعث آشفتگی زیادی در روابطشان میشود. بهعنوانمثال، وقتی آنها شما را بهعنوان فردی شرور میبینند، آنها شما را به دوستنداشتن یا خیانت متهم میکنند.
- اختلال هویت: عدم ثبات شدید در تصور از خود و یا احساسی که فرد نسبت به خود دارد - احساس پوچی مزمن
باگذشت زمان که افراد به سنین بیست و سی میرسند، تصویری که از خودشان دارند اغلب ثابت است. بعضی از مردم در سن چهلسالگی دچار بحران میانسالی میشوند، زمانی که آنها دربارة انتخابهایی که کردهاند از خود سؤال میکنند. اما بسیاری از ما موارد خاصی مانند علایق، ارزشها، اعتقادات مذهبی و مواضع خود دررابطهبا موضوعات مهم و ترجیحات شغلی را مسلم و قطعی میدانیم. اما جستجو برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هرگز به پایان نمیرسد. آنها همانند مسافران کشتی طوفانزدهای هستند، درست مانند فقدان حس ثبات دررابطهبا دیگران. بدون احساس پیوستگی نسبت به خود، آنها با عصبانیت به اطراف خود نگاه میکنند و در جستجوی چیزی برای چنگزدن به آنها هستند؛ اما تمام چیزی که میبینند مسافران دیگری هستند که جلیقه نجات به تن دارند و برای امنیت خود محکم به تیرها چسبیدهاند. در همان حال که موج دیگری به عرشة کشتی میخورد، به سمت فرد دیگری میروند تا جانشان را نجات دهند. اما جلیقة نجات فقط اندازه یک نفر است و تیرکهای کشتی قدرت تحمل چند نفر را ندارد و شروع به شکستن میکنند.
آشفتگی هویت به احساسی عمیق و گاه ترسناک در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مربوط میشود که نمیدانند چه کسی هستند. به طور معمول، ما خود را به طور مداوم در طول زمان و در محیطهای مختلف و با افراد مختلف تجربه میکنیم. این تداوم خود توسط شخص مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تجربه نمیشود.
در عوض بیماران مرزی پر از تصاویر متناقض از خود هستند که نمیتوانند ادغام شوند. بیماران معمولاً چنین مواردی را گزارش میدهند:
- احساس خلأ در درون
- احساس اینکه "چیزی برای من نیست"
- با افراد مختلف، شخصیتهای مختلفی در درون خود احساس میکنند
- سردرگمی از چگونگی رفتار، تفکر، و نحوه وابسته بودن دیگران
- تصور تنها بودنی که موجب احساس نیستی میشود و درک آنها از اینکه چه کسی هستند دچار مشکل میشود.
- احساس وحشت و دلزدگی هنگام تنهایی
احساس پوچی درونی و هرجومرج بیماران مرزی بستگی دارد به اینکه دیگران به چه نحوی با آنها رفتار میکنند و چه فکری در مورد آنها میکنند و چگونه با آنها هستند؛ آیا آنها را با حس پوچی تنها میگذارند یا اینکه آنها را احساس اینکه وجود ندارند، رها میکنند. آنها اغلب تلاشی دیوانهوار و اغلب تکانشی برای جلوگیری از احساس تنهایی میکنند که البته نتیجه مطلوبشان را به دنبال ندارد.
هیچوقت بهاندازه کافی خوب نیست
اگرچه ممکن است یک تعریف خود مشکل داشته باشد، اما درعینحال ممکن است احساس کند که مهم نیست چه هویتی داشته باشد، چرا که هرگز بهاندازة کافی خوب نیست.
برخی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در کاری که انجام میدهند بسیار موفق میشوند و بهخاطر دستاوردهای خود در محل کار، اجتماع یا خانه مشهور میشوند. اما آنها احساس میکنند که فقط بازیگرانی هستند که نقش خود را بازی میکنند و وقتی به خانه میروند، دیگر اهمیت و ارزشی ندارند.
· عزت نفس خود را بر اساس آخرین موقعیت خود پایه ریزی می کنند
· خودشان را با همان بیرحمی قضاوت میکنند که دیگران را قضاوت میکنند، بنابراین علیرغم همه تلاشهایشان، باز هم احساس میکنند بهاندازة کافی خوب نیستند.
· خود را بهعنوان قربانی بی نوای افراد دیگر میبینند؛ حتی وقتی رفتارشان تحتتأثیر نتایج یک وضعیت خاص قرار گرفته باشد.
· خود را بهعنوان قربانی بی نوای افراد دیگر میبیند؛ حتی وقتی رفتارشان تحتتأثیر نتایج یک وضعیت خاص قرار گرفته باشد.
چرا افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نقش قربانی را بازی میکنند؟
· ممکن است برخی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نقش قربانی را بازی کنند؛ زیرا باعث جلبتوجه دلسوزانه میشود
· ممکن است برخی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی احساس کنند که قربانی بودن یک هویت جدید برای آنها فراهم میکند.
· نقش قربانی این توهم را به افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی میدهد که آنها مسئول اعمال خود نیستند.
· ممکن است افراد مرزی با پیشینه سوءاستفاده دوباره به تکرار نقشهای قدیمیشان بپردازند.
· تکانشگری در حداقل دو حوزه که به طور بالقوه سبب آسیب فرد به خود میشود (بهعنوانمثال: هزینهکردن، رابطه جنسی، سوءمصرف مواد، سرقت از مغازه، رانندگی بیپروا، پرخوری).
همه افراد علاقه دارند تا بتوانند در کارهایی که دوست دارند زیادهروی کنند: همه شکلاتهای داخل جعبه را بخورند، همه رنگهای ژاکتهای موردعلاقهشان را بخرند. اکثر مردم تواناییهای متفاوتی در کنترل و نادیدهگرفتن لذتهای آنی دارند. آنها نسبت به نتایج بلندمدت آن آگاهی دارند، در این بحث ما، اضافهوزن و صورتحساب سنگین بانکی و خماری آزاردهنده را میتوان مثال زد.
اختلال شخصیت مرزی و سوءمصرف مواد اغلب دستبهدست هم میدهند (اولدهام و همکاران، 1995). مطالعه لینکس، سیتیر و آفرد (1988) نشان داد که به حدود 23 درصد از بیماران مرزی تشخیص سوءمصرف مواد داده شده است. سوءمصرف مواد در افراد مرزی:
- احتمال سو مصرف بیش از یک دارو وجود دارد
- بیشتر احتمال دارد که دچار افسردگی شوند
- اقدام مکرر به خودکشی
- کنترل تکانه کمتری دارند
- به نظر می رسد تمایلات ضد اجتماعی بیشتری دارند
رفتار خود آسیبرسان
خود آسیبرسانی، بدون قصد خودکشی، یکی دیگر از رفتارهای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است که درک آن برای اعضای خانواده بسیار دشوار است. این رفتارها عبارتاند از:
ایجاد جراحت
سوزاندن
شکستن استخوان
کوبیدن سر
فرو کردن سوزن
خاراندن پوست
کندن مو
شکافتن زخم ها
بعضیاوقات، رفتارهای خطرناک یا وسواسی میتواند نوعی خودزنی باشد، مثلاً پرخوری تا مرز چاقی مفرط یا درگیری فیزیکی با دیگران.
آسیبزدن به خود نوعی مکانیسم مقابلهای است که برای رهایی یا مدیریت دردهای احساسی شدید، احساسات شرمآور، عصبانیت و ناراحتی استفاده میشود. ممکن است خودزنی باعث ترشح مواد محرکی در بدن شود که بهعنوان بتا اندورفین شناخته میشوند. این مواد شیمیایی منجر به یک احساس عمومی سرخوشی میشوند.
ممکن است خودآزاری از قبل برنامهریزی شود یا بهصورت تکانشی انجام شود. ممکن است بهصورت عمدی یا ناخودآگاه انجام شود، تقریباً مثلاینکه فرد در هالهای از ابهام قرار گرفته باشد و متوجه نشود که چه کاری انجام میدهد.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب از دلایل خودزنیهای خود، آگاه هستند. اما این بینش و درک منطقی موجب توقف این شیوه رفتاری نمیشود. خودزنی میتواند اعتیادآور باشد، دقیقاً مانند سیگارکشیدن و تمایل به انجام آن میتواند بهاندازة اصرار یک سیگاری برای سیگارکشیدن باشد.
ویژگیهای ثانویه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی
ممکن است افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ویژگیهای دیگری داشته باشند که بخشی از آن در تعریف DSM قرار نگرفتهاند. ممکن است بسیاری از اینها مربوط به سوءاستفاده جنسی یا جسمی باشد که ممکن است فرد مرزی در اوایل زندگی تجربه کرده باشد.
شرم فراگیر
شرم فراگیرمی تواند بهعنوان یک حس فراگیر تجربه شود. به این معنی که من بهعنوان یک انسان دارای عیبونقص هستم. این دیگر احساسی نیست که نشاندهنده محدودیتهای ما باشد؛ بلکه یک حالت وجودی در مرکز هویت فرد واقع شده است.
مسائل کنترل
ممکن است افراد مرزی نیاز به داشتن احساس کنترل بر سایر افراد داشته باشند؛ زیرا آنها احساس میکنند که خودشان بهشدت خارج از کنترل هستند. بهعلاوه، شاید آنها در تلاشاند تا جهانشان را بیشتر قابلپیشبینی و کنترل کنند. کسانی که باید همه چیز را کنترل کنند از آسیبپذیری میترسند. چرا؟ زیرا آسیبپذیربودن باعث میشود احساس شرمندگی بکنند. کنترل روشی برای کسب اطمینان است که هیچکس، دیگر نمیتواند باعث شرمندگی شود و شامل تلاش برای کنترل افکار، احساسات و اعمال خودمان و دیگران است.
عدم توانایی در درک ثبات شیء
در اوقات تنهایی ما میتوانیم با یادآوری عشقی که دیگران به ما دارند، خود را آرام کنیم که بسیار دلگرمکننده است حتی اگر این افراد از ما دور باشند، گاهی حتی اگر دیگر در قید حیات نباشند. این توانایی " ثبات شی" نامیده میشود.
بااینحال، برخی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بهسختی میتوانند تصویری از یک عزیز را برای تسکین احساس ناراحتی یا اضطراب، در ذهن خود حفظ کنند. اگر آن شخص از نظر جسمی حضور نداشته باشد، در سطح هیجانی هم وجود نخواهد داشت. ممکن است فرد مرزی به طور مرتب با شما تماس بگیرد تا مطمئن شود هنوز در آنجا هستید و همچنان به آنها اهمیت میدهید.
ممکن است برای کمک به افراد مرزی برای درک و کنارآمدن بهتر با ترس از رهاشدگی، آنها عکسی از شما یا چیزی را که شما به او دادهاید همراه خود داشته باشد تا شما را در یاد خود حفظ کند، به همان روشی که کودکان از خرس عروسکی و پتو برای یادآوری عشق والدین خود استفاده میکنند. از نامهها، عکسها، ادکلنها معمولاً استفاده میشود. این استراتژیها به افراد مرزی کمک میکنند تا اضطرابها و ترسهایشان را کاهش دهند. کاهش رفتارهای مبتنی بر دلبستگی فرد مرزی میتواند آرامش را برای اطرافیان غیر مرزی او به ارمغان آورد.
حساسیت بینفردی
بعضی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی توانایی شگفتانگیزی در خواندن ذهن دیگران و کشف عوامل محرک و نقاط آسیبپذیر آنها دارند. افراد مرزی معمولاً توانایی هوشمندانهای در شناسایی و استفاده از نشانههای اجتماعی و غیرکلامی دیگران دارند. فرد مرزی معمولاً توانایی هوشمندانهای در شناسایی و استفاده از نشانههای اجتماعی و غیرکلامی دیگران دارند. فرد مرزی میتوان بهخوبی با دیگران همدلی کند و اغلب قادر به درک احساس دیگران است.
در بزرگسالی، افراد مرزی همچنان میتوانند از تواناییهای اجتماعی خود برای کشف عوامل تحریکپذیر و آسیبپذیر در دیگران استفاده میکنند و میتوانند از آنها در موقعیتهای مختلف به نفع خود استفاده کنند. درمانگرانی که با فرد مرزی کار میکنند میتوانند تأیید کنند که افراد مبتلا به شخصیت مرزی دارای این " استعداد طبیعی" هستند که بفهمند درمانگر در آن روز (مثلاً خسته، نگران، غمگین، عصبانی) بوده است و این مسئله را اغلب در طول جلسه بیان میکنند.
اختلال شخصیت مرزی در دنیای واقعی
تواناییهای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در کار، داخل یا خارج از خانه، کنارآمدن با مشکلات روزمره، تعامل با دیگران و غیره بسیار متفاوت است.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی معمولی با عملکرد پایین
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی معمولی با عملکرد پایین دارای ویژگیهای زیر هستند:
1- در مواقعی که تحت فشار استرس هستند از طریق رفتار های خود تخریبی، مانند خودزنی و خودکشی با آن کنار می آیند. اصطلاح اختصاصی برای آن ( درون ریزی) و در تضاد با آن ( برون ریزی) است.
2- ممکن است آنها به دلیل خودزنی، اختلالات خوردن، سوءمصرف مواد یا اقدام به خودکشی وقت زیادی را در بیمارستان بگذرانند.
3- ممکن است آنها در اثر بیماری ناتوان شده و قادر به کار نباشند. برخی از افراد مرزی دارای معلولیت هستند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ناآشکار با عملکرد بالا
در مقابل افراد مبتلا به افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ناآشکار با عملکرد بالا دارای این ویژگیها هستند:
1- مرزیهای نامرئی با عملکرد بالا، بیشتر اوقات، حداقل برای افرادی که با آنها صمیمی نیستند، کاملاً طبیعی برخورد میکنند. آنها شاغل هستند و به نظر میرسد مشکلی با فعالیتهای معمول زندگی روزمره ندارند و این باعث " عملکرد بالا" آنها میشود. آنها اغلب روی دیگرشان را فقط به افرادی نشان میدهند که خیلی خوب آنها را میشناسند.
2- آنها برای کنارآمدن با دردهایشان از انواع بدرفتاری از قبیل ناراحتی، فرافکنی بر دیگران، خشم، سرزنش، انتقاد، تهمت، خشونت فیزیکی و زبانی استفاده میکنند. برخلاف افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی معمولی، آنها معمولاً آسیبپذیری را فرافکنی نمیکنند.
3- اگرچه ممکن است این افراد مرزی احساس شرم و ترس مشابه با همتایان خود را داشته باشد، اما انکار آنها چنان کامل است که وقتی میگویند " من هیچ مشکلی ندارم، تو مشکل داری" آن را واقعاً باور دارند.
4- ممکن است افراد مرزی این گروه بهشدت از درخواست کمک امتناع کنند مگر اینکه کسی آنها را تهدید به پایاندادن رابطه کند.
5- اگر آنها به مشاوره مراجعه کنند، ممکن است به این دلیل باشد که کسی آنها را مجبور کرده است. زوجدرمانی اغلب برای آنها مفید نیست؛ زیرا آنها از این روش برای اثبات محقبودن خودشان و در اشتباه بودن طرف مقابلشان استفاده میکنند.
6- اطرافیان افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی باید تصورات و احساسات آن ها را تایید کنند.
اختلال شخصیت مرزی، اختلالی فراگیر است: بر نحوه احساس، فکر و رفتار فرد مبتلا تأثیر میگذارد. اما فرد مبتلا به این اختلال در خلأ زندگی نمیکند.