منابعی برای خانواده و نزدیکان
منابعی برای خانواده و نزدیکان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت
مشکلات بین فردی
اختلالات شخصیت و مشکلات بین فردی
بررسی تحقیقات جدید نقش اختلالات شخصیت در مشکلات روابط
روابط موفق نیازمند توانایی درگیرشدن در بدهوبستان تعارضات گاهبهگاه هستند. برای افراد مبتلا با اختلالات شخصیت، این تعارض میتواند منبع عظیمی از اضطراب باشد. وقتی شما و شریک زندگیتان اختلافنظر دارید، چگونه سعی میکنید اوضاع را به سمت بهترشدن تغییر دهید؟ آیا به خودتان میگویید که مشکل واقعی نیست و سعی میکنید کل ماجرا را فراموش کنید؟ دفعه بعد که در مورد همان موضوع اختلافنظر داشتید چه اتفاقی میافتد؟ آیا هنوز میتوانید از آن فرار کنید؟
تحقیقات جدید نشان میدهد که افراد مبتلا به اختلالات شخصیت، تعارض را چالشی بسیار دشوار و تقریباً غیرقابلتحمل میدانند. آنها ممکن است از این بترسند که اگر در زمان اختلافات کوتاه نیایند، شریک زندگیشان آنها را ترک کند. از سوی دیگر، ممکن است این ترس آنها را به سمت رفتارهایی سوق دهد که طی آن با اصرار و خواستههای بیش از حد، سعی کنند شریک زندگی خود را مطیع خود کنند.
جوزف بینی و همکارانش (2019) از دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبورگ معتقدند که سبک دلبستگی، عامل اصلی تعیینکننده نحوه شکلگیری روابط افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی است. این تیم تحقیقاتی با استفاده از مدل پیچیدهای به نام مدل تعامل بینفردی عامل-شریک (APIM)، به بررسی ارتباط متقابل بین متغیرهای کلیدی در هر یک از افراد رابطه پرداختند. APIM نشان میدهد که روابط بین افراد به صورت پویا و متقابل شکل میگیرند، به طوری که رفتار هر فرد تحت تأثیر رفتار دیگری قرار میگیرد و در عین حال بر آن نیز تأثیر میگذارد.
تحقیقات گسترده نشان میدهد که سبک دلبستگی تأثیر قابلتوجهی بر رضایت و خشنودی از روابط دارد. افرادی که دلبستگی ایمن دارند، به شریک زندگی خود احساس اعتماد و اطمینان دارند. در مقابل، افرادی که دلبستگی ناایمن دارند، دائماً نگران ترکشدن توسط افراد مهم زندگی خود هستند. این افراد ممکن است به دلیل ترس از طردشدن، بهشدت به تأیید دیگران نیازمند باشند یا از ابراز احساسات اجتناب کنند. در نتیجه، آنها ممکن است از ایجاد روابط صمیمانه دوری کنند یا با اضطراب به شریک زندگی خود بچسبند.
افراد با شخصیتهای ناپایدارتر اغلب در روابط خود با چالشهایی روبرو میشوند. این افراد معمولاً از ایجاد روابط نزدیک اجتناب میکنند یا بهشدت به شریک زندگی خود وابسته میشوند. الگوهای تعارض آنها نیز نشاندهنده این ناپایداری است. بینی و همکارانش معتقدند که شدت اختلال شخصیت با میزان اضطراب و اجتناب از دلبستگی در فرد و شریک زندگیاش ارتباط مستقیم دارد. بهعبارتدیگر، افراد با شخصیتهای ناپایدارتر بیشتر درباره ترکشدن نگران هستند و در نتیجه، ممکن است خواستههای زیادی از شریک زندگی خود داشته باشند. این رفتار اغلب منجر به واکنشهای دفاعی در شریک و کاهش رضایت هر دو طرف در رابطه میشود.
نویسندگان معتقدند که ترکیب اضطراب دلبستگی بالا در یک فرد با اجتناب دلبستگی بالا در فرد دیگر، اغلب منجر به مشکلات در روابط میشود. دلیل این امر آن است که هر یک از این افراد به دنبال راههایی برای احساس امنیت هستند که ممکن است نگرانیها و ترسهای عمیق طرف مقابل را برانگیزد. مطالعه APIM با بررسی این پرسش آغاز شد که آیا افراد تمایل دارند شریکانی را انتخاب کنند که از نظر اختلال شخصیت، سبک دلبستگی و مهارتهای اجتماعی به خودشان شباهت داشته باشند یا خیر. سپس محققان به بررسی این موضوع پرداختند که چگونه این شباهتها و تفاوتها در زمان بروز اختلافات بین زوجین بروز میکند؟
محققان دانشگاه پیتسبورگ با نمونهگیری تصادفی از جامعه، گروهی متشکل از ۲۶۰ فرد (۱۳۰ زوج) را انتخاب کردند که مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، سایر اختلالات شخصیت یا اختلالات روانی دیگر بودند. اکثر این زوجها بهصورت مشترک زندگی میکردند و به طور متوسط حدود چهار سال و نیم در رابطه بودند. برای انتخاب افراد، مصاحبههای دقیقی انجام شد که در آن متخصصان با استفاده از ابزارهای استاندارد روانسنجی، شدت اختلال شخصیت و سایر ویژگیهای روانشناختی هر فرد را ارزیابی کردند. علاوه بر این، سبک دلبستگی و مهارتهای اجتماعی هر فرد نیز توسط متخصصان مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت، شرکتکنندگان با استفاده از پرسشنامههای خود گزارشگری، میزان رضایت خود از رابطه را گزارش کردند.
"آزمایش اصلی APIM (بهعنوانمثال، Interaction Process Analysis Model) شامل ارزیابی درمانگران از تعامل زوجها در حین بحث درباره موضوعات تعارضآمیز مانند امور مالی، جنسی، کارهای خانه و مراقبت از کودک بود. درمانگران، رفتارهای زوجین را در حین این تعاملات بر اساس دو معیار اصلی ارزیابی میکردند. معیار "تقاضا" شامل رفتارهایی مانند انتقاد، سرزنش و اعمال فشار برای تغییر در طرف مقابل بود. معیار "عقبنشینی" نیز شامل رفتارهایی مانند اجتناب از بحث، عدم پاسخگویی و کاهش مشارکت در گفتگو بود.
"همانطور که نویسندگان انتظار داشتند، زوجها در درون خود شباهت متوسطی نشان دادند، به این معنی که افراد اغلب با شرکایی با مشکلات بینفردی مشابه جفت میشوند و یا باگذشت زمان، مشکلات مشابهی را در رابطه خود ایجاد و تقویت میکنند. این شباهتها در تعاملات زوجین و بهویژه در حل تعارض بهصورت پویا و مطابق با نظریههای موجود نمایان شد. همانطور که پیشبینی میشد، افراد با اختلالات شخصیت شدیدتر، سطح بالاتری از اضطراب و اجتناب دلبستگی را از خود نشان میدادند و شرکای آنها نیز همینطور. اگرچه داشتن اضطراب دلبستگی بالا، به طور مستقیم با رفتارهای خواستاران در طول تعارض مرتبط نبود، اما افراد با اضطراب دلبستگی بالا و شرکای آنها بیشتر تمایل به عقبنشینی در هنگام تعارض داشتند؛ بنابراین، نویسندگان نتیجه میگیرند که علاوه بر رفتارهای خواستارانه، عوامل دیگری مانند تاریخچه رابطه نیز میتوانند بر انتخاب استراتژی عقبنشینی توسط زوجین تأثیرگذار باشند و حتی باعث شوند که آنها صرفنظر از سطح تقاضا در هر تعارض خاص، به این الگوی رفتاری رویآورند.
چگونه الگوهای تعاملی مبتنی بر اضطراب دلبستگی بر رضایت زوجین تأثیر میگذارند؟ همانطور که انتظار میرود، الگوهای رفتاری مانند خواستار بودن و اجتناب که در روابط زوجینی با اضطراب دلبستگی بالا مشاهده میشود، تأثیر منفی بر رضایت رابطه دارد. نویسندگان این مطالعه نشان دادند که افراد با اضطراب دلبستگی بالا دیدگاه منفی نسبت به تعارض داشته و کمتر تمایل به برقراری ارتباط باز و همکاری دارند. این امر منجر به واکنشهای اعتراضی از سوی شریک زندگی میشود، مانند اخمکردن یا نادیدهگرفتن طرف مقابل (درمان خاموش) که بهمنظور تحریک واکنشهای مثبت و نزدیکشدن از طرف شریک انجام میشود. این چرخه معیوب از رفتارهای منفی، نهتنها بر رضایت رابطه تأثیر میگذارد، بلکه آن را تضعیف میکند
افرادی که با اختلالات شخصیت دستوپنجه نرم میکنند، اغلب به سمت روابطی با افرادی گرایش پیدا میکنند که مشکلات مشابهی در روابط دارند. این الگوهای تکرارشونده باعث میشود که آنها فرصت تجربه روابط سالم و دریافت حمایتهای لازم برای بهبود مشکلات دلبستگی خود را از دست بدهند. نویسندگان این مطالعه پیشنهاد میکنند که مداخلات درمانی میتوانند به این زوجها کمک کنند تا بهجای اجتناب از تعامل، از روشهای ارتباطی سالمتری استفاده کنند و همچنین، نیازها و احساسات یکدیگر را بهتر درک کرده و به آنها پاسخ دهند.
این مطالعه نشان میدهد که افراد مبتلا به اختلالات شخصیت اغلب درگیر یکچرخه معیوب میشوند که در آن، ناامنیهای اولیه آنها باعث ایجاد الگوهای ارتباطی ناسالمی میشود و این الگوها به نوبه خود، ناامنی آنها را تشدید میکند. این افراد معمولاً حمایت کمتری از طرف شرکای خود دریافت میکنند. برای داشتن روابط موفق، زوجین باید یاد بگیرند که چگونه به طور مؤثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و نیازهای عاطفی یکدیگر را برآورده سازند. مطالعه دانشگاه پیتسبورگ نشان میدهد که ایجاد حس اطمینان و امنیت در روابط، بهویژه هنگام مواجهه با مشکلات، نقش بسیار مهمی در موفقیت رابطه دارد.
منابع
Beeney, J. E., Stepp, S. D., Hallquist, M. N., Ringwald, W. R., Wright, A. G. C., Lazarus, S. A., … Pilkonis, P. A. (2019). Attachment styles, social behavior, and personality functioning in romantic relationships. Personality Disorders: Theory, Research, and Treatment, 10(3), 275–285. doi:10.1037/per0000317