دکتر فاطمه شکاریان

مقالات هفتگی پیرامون سلامت روان

اختلال وسواسی - جبری (OCD) و از دست رفتن زمان

اختلال وسواسی - جبری (OCD) و از دست رفتن زمان

اختلال وسواس فکری - جبری (OCD) یک اختلال روان‌شناختی است که مؤلفة اصلی آن افکار ناخواسته و رفتارهای تکراری است. این افکار و رفتارها می‌توانند به یک‌چرخه معیوب منجر شوند که در ادامه به آن می‌پردازیم.

دلیل اصلی ایجاد وسواس‌ها هنوز مشخص نیست. تصور می‌شود که علل اصلی OCD چندوجهی هستند، به این معنی که عوامل متعددی ممکن است نقش داشته باشند، نه فقط یک عامل.

تحقیقات نشان می‌دهد که تجربیات منفی مانند تروما، خلق‌وخوی طبیعی، تفاوت‌های ساختاری و بیولوژیکی مغز و ژنتیک ممکن است همگی در ایجاد OCD نقش داشته باشند.

افکار وسواسی (Obsessions):

افکار، تصاویر ذهنی یا تکانه‌های مزاحم و ناخواسته‌ای هستند که به طور مکرر ظاهر می‌شوند.

این افکار می‌توانند ناراحت‌کننده، ترسناک یا حتی آزاردهنده باشند.

برخی از نمونه‌های افکار وسواسی عبارت‌اند از: ترس از آلودگی، تردید در انجام کارها، افکار خشونت‌آمیز یا جنسی.

رفتارهای اجباری (Compulsions):

رفتارهای تکراری یا ذهنی هستند که برای کاهش اضطراب ناشی از افکار وسواسی انجام می‌شوند.

این رفتارها اغلب بی‌معنی و غیرمنطقی هستند، اما فرد احساس می‌کند که مجبور است آن‌ها را انجام دهد.

برخی از نمونه‌های رفتارهای اجباری عبارت‌اند از: شستن مکرر دست‌ها، چک‌کردن مکرر قفل در، شمارش یا ترتیب‌دادن اشیاء به یک ترتیب خاص.-

دلیل اصلی ایجاد وسواس‌ها هنوز مشخص نیست. تصور می‌شود که علل اصلی OCD چندوجهی هستند، به این معنی که عوامل متعددی ممکن است نقش داشته باشند، نه فقط یک عامل.

تحقیقات نشان می‌دهد که تجربیات منفی مانند تروما، خلق‌وخوی طبیعی، تفاوت‌های ساختاری و بیولوژیکی مغز و ژنتیک ممکن است همگی در ایجاد OCD نقش داشته باشند.

در نهایت، وسواس‌ها معمولاً با ارزش‌های شخصی شما همسو هستند. برای مثال، شما نمی‌خواهید به کسی آسیب برسانید، بنابراین هرگونه فکر کنترل‌ناپذیر در مورد خشونت باعث اضطراب شدید در شما می‌شود.

این چرخه می‌تواند به یک الگوی خود فزاینده تبدیل شود و زندگی فرد را به‌شدت مختل کند.

چرخه وسواس فکری -اجباری (OCD)

چرخه OCD شامل چهار مرحله اصلی است:

1.   افکار وسواسی: افکار مزاحم، تکراری و ناخواسته‌ای که باعث اضطراب و ناراحتی می‌شوند. این افکار ممکن است شامل ترس از آلودگی، تردید در انجام کارها، افکار خشونت‌آمیز یا جنسی باشد.

2.   اضطراب: این افکار ناخواسته باعث افزایش اضطراب و نگرانی می‌شوند.

3.   رفتارهای اجباری: برای کاهش اضطراب، فرد به انجام رفتارهای تکراری و اجباری روی می‌آورد. این رفتارها ممکن است شامل شستن مکرر دست‌ها، چک‌کردن مکرر قفل در، شمارش اشیاء یا مرتب کردن آن‌ها به یک‌شکل خاص باشد.

4.   کاهش موقت اضطراب: انجام رفتارهای اجباری به طور موقت اضطراب را کاهش می‌دهد. با این حال، این احساس کوتاه‌مدت است و به زودی افکار وسواسی دوباره بازمی‌گردند.

این چرخه می‌تواند تکرار شود و به یک الگویی تبدیل شود که زندگی فرد را مختل می‌کند.

چگونه چرخه OCD آغاز می‌شود؟

چرخه OCD ممکن است مانند یک حلقه بی‌نهایت به نظر برسد، اما با یک وسواس شروع می‌شود.

دلیل اصلی ایجاد وسواس‌ها هنوز مشخص نیست. تصور می‌شود که علل اصلی OCD چندوجهی هستند، به این معنی که عوامل متعددی ممکن است نقش داشته باشند، نه فقط یک عامل.

تحقیقات نشان می‌دهد که تجربیات منفی مانند تروما، خلق و خوی طبیعی، تفاوت‌های ساختاری و بیولوژیکی مغز و ژنتیک ممکن است همگی در ایجاد OCD نقش داشته باشند.

اختلال وسواسی-جبری (OCD) یک اختلال روانشناختی است که می‌تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی فرد تأثیر بگذارد. یکی از عوارض کمتر شناخته شده‌ی OCD، توانایی آن در ربودن زمان ارزشمند ما است.

چگونه OCD باعث از دست رفتن زمان می شود؟

وسواس‌ها: افکار مزاحم و ناخواسته می‌توانند ذهن فرد را تحت سلطه خود قرار دهند و مانع تمرکز بر سایر کارها شوند.

اجبارها: رفتارهای تکراری یا اعمال ذهنی مانند شستن بیش از حد دست یا چک کردن مکرر می‌توانند وقت‌گیر و مختل‌کننده باشند.

اجتناب: ترس از آلودگی یا محرک‌های دیگر می‌تواند منجر به رفتارهای اجتنابی شود که فعالیت‌ها و تعاملات اجتماعی را محدود می‌کند.

فلج تصمیم‌گیری: نیاز به کمال یا قطعیت می‌تواند تصمیم‌گیری را فلج کند و زمان را هدر دهد.

 اگرچه کاملاً مشخص نیست که چه چیزی باعث اختلال وسواس فکری - اجباری (OCD)  می‌شود، مطالعات تصویربرداری عصبی نشان می‌دهند که افراد مبتلا به این بیماری تفاوت‌های مشخصی در ساختار و عملکرد مغز خود دارند.

اگر مبتلا به OCD هستید، یادگیری بیشتر در مورد ساختار مغز می‌تواند به شما کمک کند تا تشخیص خود را بهتر درک کنید. همچنین می‌تواند برخی از روش‌های درمانی؛ مانند تحریک عمقی مغز و برخی داروها را روشن کند.

آیا تفاوت‌های مرتبط با OCD در ساختار و عملکرد مغز وجود دارد؟

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد مبتلا به OCD اغلب تفاوت‌های بیوشیمیایی و ساختاری در مغز را در مقایسه با افرادی که مبتلا به OCD نیستند، نشان می‌دهند.

تفاوت‌های بیوشیمیایی مربوط به انتقال‌دهنده‌های عصبی (پیام‌رسان‌های مغز) مانند سروتونین است و تفاوت‌های ساختاری مربوط به اندازه و عملکرد برخی از قسمت‌های مغز است.

تفاوت‌های بیوشیمیایی در OCD

OCD با عدم تعادل در سطوح برخی از انتقال‌دهنده‌های عصبی مرتبط است. انتقال‌دهنده‌های عصبی پیام‌رسان‌های شیمیایی هستند که به قسمت‌های مختلف بدن شما کمک می‌کنند تا با هم ارتباط برقرار کنند و بهینه عمل کنند.

انتقال‌دهنده‌های عصبی زیر با OCD مرتبط هستند:

گلوتامات: یک انتقال‌دهنده عصبی تحریک‌کننده است، به این معنی که باعث می‌شود نورون‌ها پیامی را به سلول بعدی ارسال کنند. افراد مبتلا به OCD  سطوح گلوتامات بالاتری نسبت به سایر افراد دارند.

اسید گاما آمینو بوتیریک (GABA): GABA می‌تواند اثر آرام‌بخشی بر مغز داشته باشد، زیرا سیگنال‌های هشدار خاصی را مسدود می‌کند. سطوح پایین گابا  با OCD مرتبط است.

سروتونین: اختلال وسواسی - جبری اغلب با تفاوت‌هایی در سطوح سروتونین، یک انتقال‌دهنده عصبی که خلق‌وخو را تنظیم می‌کند، مرتبط است.

تفاوت‌های ساختاری مغز در OCD

مطالعات نشان داده‌اند که برخی مناطق مغز با علائم OCD مرتبط هستند. در افراد مبتلا به OCD، برخی مناطق مغز بیش از حد فعال یا دارای اندازه های متفاوت هستند.

مناطق مغزی که بیشترین ارتباط را با علائم OCD دارند، شامل موارد زیر است:

مناطق مغزی که بیشترین ارتباط را با علائم OCD دارند، شامل موارد زیر است:

قشر اوربیتوفرونتال: این قسمت در تصمیم‌گیری و ارزیابی ریسک نقش دارد. این قشر در افراد مبتلا به OCD اغلب بیش‌فعال است که ممکن است به افکار مزاحم و اضطراب‌آور مشخصه این اختلال (وسواس) دامن بزند.

قشر کمربندی قدامی: در تشخیص خطا و تنظیم هیجانات نقش دارد. بیش‌فعالی در این ناحیه ممکن است به افزایش اضطراب و نیاز به کمال‌گرایی رایج در برخی از اشکال OCD کمک کند.

تالاموس: در شکل‌گیری عادت و تنظیم حرکت نقش دارد. تالاموس افراد مبتلا به اختلال وسواسی – جبری از افراد دیگر متفاوت است.

استراتژی‌هایی برای بازپس‌گیری زمان

درمان شناختی - رفتاری: (CBT)این روش درمانی به افراد کمک می‌کند تا الگوهای فکری منفی و رفتارهای اجباری خود را شناسایی و به چالش بکشند. با یادگیری مکانیزم‌های مقابله‌ای جدید، افراد می‌توانند زمان صرف شده برای وسواس‌ها و اجبارها را کاهش دهند.

قرارگرفتن در معرض و پیشگیری از پاسخ (ERP): این روش درمانی شامل قرارگرفتن تدریجی در معرض موقعیت‌ها یا اشیاء ترسناک و مقاومت در برابر میل به انجام رفتارهای اجباری است. باگذشت زمان، افراد می‌توانند یاد بگیرند که اضطراب را تحمل کنند و نیاز به رفتارهای اجباری را کاهش دهند.

دارودرمانی: داروهای ضدافسردگی، به‌ویژه SSRI ها، می‌توانند به مدیریت علائم OCD کمک کنند و به افراد اجازه دهند تا کنترل بیشتری بر زمان خود داشته باشند. ذهن‌آگاهی و مدیتیشن: این تمرین‌ها می‌توانند به افراد کمک کنند تا در لحظه حضور داشته باشند و اضطراب را کاهش دهند که می‌تواند باعث ایجاد افکار وسواسی و رفتارهای اجباری شود.

تکنیک‌های مدیریت زمان: اجرای استراتژی‌های مدیریت زمان مانند تقسیم‌بندی زمان و اولویت‌بندی کارها می‌تواند به افراد کمک کند تا بیشترین بهره را از زمان خود ببرند.

برای آشنایی با انواع اختلالات شخصیت کلیک کنید

مقالات هفتگی پیرامون سلامت روان

آیا خواب زیاد می‌تواند باعث افسردگی شود ؟

آیا خواب زیاد می‌تواند باعث افسردگی شود ؟

خواب باکیفیت، ستون اصلی سلامتی جسمی و روانی ماست. خواب کافی، انرژی روزانه ما را تأمین کرده و عملکرد مغز را بهبود می‌بخشد. اما...

چگونه کوله بار احساسی خود را زمین بگذاریم و از تنش رها شویم؟

چگونه کوله بار احساسی خود را زمین بگذاریم و از تنش رها شویم؟

ممکن است بتوانید با پذیرش و ارتباط با هیجانات سرکوب شده ی خود، آن‌ها را آزاد کنید. همه ما بار سنگینی از هیجانات منفی را به دوش ...

کمک به فرد مبتلا به افسردگی

کمک به فرد مبتلا به افسردگی

در اینجا به شما توضیح می دهیم که چگونه می توانید در زندگی آن ها تفاوت ایجاد کنید.

- چگونه می توانم به کسی که افسرده است کمک کنم؟